بهبالا و لكن اگر معين خواهى چون سيصد يا چهارصد بايد كه يكى از اعداد را بهاو اضافه كنى پس بگوئى « ثلاثمأة » يا « أربعمأة » و هكذا تا « تسعمأة » پس مىگوئى « الف » و تثنيه او « الفان » و جمع او « آلاف » يا « الوف » لكن اگر معيّن خواهى بايد مثل « مأة » عددى بهاو اضافه كنى پس بگوئى « ثلثة آلاف » يا « أربعة آلاف » و هكذا و اگر « مأة » را خواهى كه با اعشار جمع كنى يا « الف » را با « مأة » و اعشار همچون كه در فارسى است جمع كنى بايد ابتدا بهبالا يعنى اول « الوف » و دوم « مئاة » و سوم اعشار را ذكر كنى پس مىگوئى « الف و ثلاثة مآت و ثلاثة و ستين » كه مطابق تاريخ كتاب است پس در ترتيب موافق است با فارسى مگر در آحاد و اعشار كه در فارسى در تركيب اول عدد اعشار گفته مىشود . چون بيست و دو سى و دو و چهل و دو و چهل سه و در عربى به عكس است چون « احد و عشرين و اثنان و ثلاثون » و « ثلاث و اربعون » اينها كه ذكر شد خارج از موضوع بحث است و فقط براى اطلاع اسماء اعداد و كيفيت ترتيب آنها متعرض شديم و الا نظر اصلى تميز آنها است حال كه اعداد را فهميدى تميز آنها را بدان كه بر سه وجه است امّا احد و اثنان را تميز نباشد زيرا كه احتياج به عدد نباشد زيرا كه مفرد و تثنيه خود لفظ كافى باشد چون رجل و رجلان و حاجت بأحد رجل و اثنان رجل نباشد پس تميز مخصوص است به سه و بالا پس از سه تا ده بايد كه تميز را جمع و مجرور آورى پس گوئى ثلث رجال و هكذا تا عشرة رجال و از ده به بالا تا صد همه را بايد فرد و منصوب آورى چون « احد عشر رجلًا » و بر همين قياس تا « تسعة
تلخيص النحو (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٦٨