تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تلخيص النحو (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
جبلًا » پس اگر مضاف و شبيه مضاف نباشد و او را مفرد گويند منصوب نخواهد بود بلكه مرفوع خواهد بود چون يا زيد پس تاكنون معلوم شد كه مفرد را چهار اصطلاح است يعنى در مقابل چهار چيز آورند در مقابل تثنيه و جمع و در مقابل جمله و مقابل مركب چون خمسة عشر ، مثلًا و در مقابل مضاف و شبيه مضاف و گاه شود كه حرف ندا حذف شود چون يوسف اعرض عن هذا يعنى يا يوسف و گاه باشد كه حرف ندا باشد ولى بعضى آخر منادى را حذف كنند و او را ترخيم نامند و منادى را مناداى مرخم گويند چون يا مال در يا مالك و يا فاطم در فاطمه چنانچه دعبل گويد : « افاطم لو خِلت الحسين مُجّدّلًا » و گاه شود كه منادى را لام مفتوحه جاره داخل شود و اين در وقتيست‌كه طلب دادخواه و دادرس و فريادرسى كنيم و لذا او را استقاثه ناميده‌اند و منادى و مستقاث گويند چون « يا اللَّه » - و اگر استقاثه يعنى دادخواهى را براى امرى كنيم و او را هم ذكر كنيم بر او هم لامى داخل شود او را مستقاث من اجله نام كنند و لام او مكسوره باشد تا فرق بين مستقاث و مستقاث من اجله باشد يعنى « يا للَّهَ للمظلوم » يعنى اىخدا بداد مظلوم برس و گاه شود كه يا و وا در نُدبه استعمال شود يعنى ناله و زارى كردن بر منادى از ته دل و منادى را مندوب گويند يعنى مندوبٌ اليه و در اين صورت آخر منادى را الفى تنها يا با ها داخل كنند تا مندوب مشتبه به منادى شود چون « يا ابَتاه » ، « وا ابَتاه » ، « يا زيداه » ، « وازيداه » . فصلٌ :

بحث حال

حال آن چيزى است كه بيان حالت فاعل يا مفعول را كند