تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تلخيص النحو (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
مفعول مطلق مصدرى است منصوب كه ذكر شده است بعد از فعل يا معنى فعل كه از جنس همان فعل باشد خواه از لفظ او هم باشد يا نباشد براى يكى از سه چيز يعنى غرض از آوردن اين مصدر يكى از سه چيز است : « تأكيد ، نوع و عدد » يعنى ذكر مصدر براى آنست كه تأكيد كند معنى عامل را چون « ضَرَبتُ ضَرَباً » و « قعَدَتُ جلوساً » يعنى زدم زدنى و نشستم نشستنى چه زدنى و چه نشستن اوّلى از لفظ عامل است و دومى از جنس فقط وضاربٌ ضرباً و قاعدٌ جلوساً يا براى آن است كه بيان نوع فعل را كند يعنى وصف و خصوصيت و كيفيت فعل را بيان كند چون « ضربتُ ضربة زيد » و « ضَربَ زيد » با تاء وحدت و بى تاء يعنى مانند زدن زيد و يا براى بيان كردن عدد فعل است چون « ضربت ضربةً » با تاء وحدت يعنى يك زدن و « ضَرَبتْ ضربتين » يعنى دو زدن و « ضربت ضربات » يعنى زدنهائى .

مفعول مطلق تأكيدى

بدانكه مفعول مطلق تأكيدى هميشه مفرد است وتاء وحدت هم نخواهد ولى عددى هميشه بايد يكى از سه حال را داشته باشد يا مفرد يا تثنيه يا جمع باشد تا دلالت بر عدد كند پس اگر مفرد باشد نبايد خالى از تاء وحدت باشد و امّا نوعى پس ممكن است كه با دلالت بر نوع ، عدد را هم برساند پس جائز باشد كه تثنيه و جمع هم شود چون ضَرَبتُ ضربتى زيدٍ و ضربات زيد و شود كه خصوصيت عدد در كار نباشد بلكه غرض به خصوصيت نوع باشد پس حاجت به تثنيه و جمع نباشد از اين جهت تاء وحدت در مفردش شرط نباشد و وجودش هم مضرّ