تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تلخيص النحو (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
عامل را مطلقاً خالى از علامت تثنيه وجمع آورد پس در امثله سابقه اگر بجاى « زيد » ، « زيدان » يا « زيدون » آورى عوامل گذشته به حال خود مفرد باشد و اگر ضمير باشد و مرجع او مقدم باشد پس بايد كه در تثنيه علامت تثنيه و در جمع علامت جمع به عامل ملحق كنيم پس بايد گفت « الزيدان ضربا » يا « كادا » يا « كانا » يا « عَلِما » و « الزيدون ضربوا » و « كانو » و « علمو » و « كادو » ، و نعم چون متصرف نباشد تغيير نكند و هم‌چنين در اسماء « ضاربان » و « ضاربون » و « مضروبان » و « مضروبون » بايد گفت . اجمالٌ :

معمولات منصوبه و اقسام مفعولها

معمول‌هائىكه منصوبند دوازده تا است پنج تاى از آنها كه اسم انَّ و اسم لاء نفى جنس و خبر افعال ناقصه و افعال مقاربه و مشبهات به ليس گذشت و هفت تاى ديگر كه مفعولٌ به و مفعول مطلق و مفعولٌ فيه و مفعولٌ معه و مفعولٌ له و حال و تميز باشد . تفصيلش در ضمن فصولى ذكر مىشود . تفصيلٌ : اين هفت را عامل مخصوص نيست مانند آن پنج كه ذكر شد بلكه عامل آنها هر فعل و معناى فعل باشد امّا مفعولٌ به پس آن اسمى است كه فعل يا معنى فعل بر او و به او واقع شود و علامت فارسى او « را » مىباشد در آخر چون « ضَرَبتُ زيداً » و هر دو مفعول افعال قلوب و هر دو مفعول يا سه مفعولى كه عامل اقتضاء كند از اقسام مفعولٌ به مىباشد . امّا مفعول مطلق پس آن مفعولى است كه مقيد به قيد با يا له يا معه نباشد و از اين جهت او را مطلق گفته‌اند يعنى بى قيد