لَفَسَدَتَا » و بدانكه عوض « فاء جزائيه » بر جزاء « لو » ، « لام » داخل شود چنانچه ديدى و اين « لام » نيز « لام ابتداء » است .
اجمالٌ :
اقسام معمولات مرفوعه و منصوبه
هر يك از معمولات مرفوعه يا منصوبه را اقسامى است .
تفصيلٌ :
چون گفتيم سخن در اين علم از سه چيز است اعراب و عامل و معمول و چون حالِ اعراب و عامل دانسته شد اينك بهمعمولات بايد پرداخت و چون گفته شد كه هر معمولى يا مرفوع است يا منصوب يا مجرور و يا مجزوم ودانسته شد كه مجزوم يك مورد بيش ندارد و آن فعل مضارع است و معمول مجرور منحصر بهحرف جر يا اضافه است پس اين دو را اقسام نباشد و شرح اين دو در ضمن شرح عوامل معلوم شد پس كلام در اين مقام مخصوص بهمعمولات مرفوعه يا منصوبه گرديده چون اينها را اقسامى است و هر قسمى را اسمى است پس لاجرم بايد تعريف حال هر يك نمود .
بدانكه مرفوعات يعنى معمولاتى كه مرفوع باشند يا در محل رفع باشند نُهْ اسم هستند و آن : « فاعل » و « نائب فاعل » و « مبتداء » و « خبر » و « اسم كان » و « اسم ما و لاء و ان مشبهات به » و « ليس » و « خبر انَّ » و « خبر لاء نفى جنس و مخصوص بهمدح يا ضمّ » . در افعال مدح و ضمّ يعنى هر اسمى كه مرفوع باشد يا در محل رفع باشد بايد در تحت يكى از اين عناوين باشد .
بحث فاعل و نائب فاعل
امّا فاعل و نائب فاعل پس دانسته شد اجمالًا در صرف كه