عالمٌ » و بدانكه اين چهار حرف اخير را نيز « ماء كافه » داخل شود و آنها را عمل نباشد مگر لَيت كه گاه شود عمل كند .
قسم دوم از آن حروفىكه اين عمل را دارا است يعنى نصب بهاسم و رفع بهخبر « لاء » نفى جنس است يعنى لائىكه نفى او مخصوص بهجنس است و لذا گفتهاند اسم لاء بايد نكره باشد و جنس باشد چون « لا رجل طالب » و گاه شود كه همزهء استفهام بر او داخل شود چون « الا رجل فى الدار » و گاه شود كه اسم لا حذف شود چون « لا عليك » يعنى « لا بأس عليك » و گاه شود كه خبر حذف شود چون « لا حول ولا قوة الّا باللَّه » اى لا حول و لا قوة موجود .
فصلٌ :
مشبهات بهليس
قسم سوم از آن حروفىكه رفع و نصب دهند « ما » و « لا » و « انَّ » است و اينها عكس « انَّ » و « لاء نفى جنس » عمل كنند يعنى رفع باسم و نصب به خبر دهند همچون افعال ناقصه و از اين جهت اينها را « مشبهات بليس » نام نهادهاند زيرا كه معنى آنها مانند « ليس » ، نفى است و عمل آنها نيز مانند عمل « ليس » است و در « لا » ، شرط است كه اسم او نكره باشد ولى در « ما » و « ان » اين شرط نيست چون « ما حسنٌ قائماً » و « ان حسن قائماً » ، « لا رجل قائماً » و گاهى « لا » را تا داخل شود ولى در اين صورت بايد كه در خصوص « حين » يا چيزى كه مانند « حين » باشد در معنى مانند « ساعة » و « اوان » داخل شود و معذالك اسم و خبر هر دو نبايد ذكر شود چون « لَاتَ حِينَ مَنَاصٍ » خواهى « حين » را برفع بخوان تا خبر محذوف باشد يعنى « لات حين مناص موجوداً » و