خواهى نصب بخوان تا اسم را تقدير كرده باشى يعنى « لات الحين حين مناص » و دومى افصح است .
فصلٌ :
اسماء شرط
چون دانستىكه اسم را عمل جر نباشد مگر اسم مضاف بنابر آنكه جر مضافٌ اليه بهخود مضاف باشد و عمل رفع و نصب اسم مخصوص است بهاسماء افعال چنانچه معلوم شد يا اسماء معانى و تنها عمل جزم مخصوص است بهاسماء شرط و آنها مانند « انَّ » باشند در عمل و خصوصيات ديگر و آنها از اينقرار است « مَن » بهمعنى هر كس چون « مَنْ يَعْمَل سُوءً يَجْزَ به » و « ما » بهمعنى هر چيز چون « و ما تَفْعَلو مِن خَير يَعْلَمه اللَّه » و « اىّ » بهمعنى هر كدام چون « أَيّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى » و « مهما » و « متى » و « ايّان » بهمعنى هر زمان چون « مَهما » يا « متى » يا « ايّان » ، « تفْعَل » ، « افْعَل » ، و « ايْنَما » بهمعنى هر مكان چون « أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِككُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ » و « انّى » و « حيثما » بهمعنى هر مكان و هر زمان هر دو آيد چون « انى يا حيثما تفعل افعل » - اين بود حروف و اسماء شرط و دو كلمه ديگر نيز براى شرط باشد ولى آنها عامل نيستند يكى « اذا » بهمعنى هرگاه و ديگر « لو » بهمعنى اگر مثل « ان » كه به معنى اگر است . ولى « اذا » براى مستقبل است مثل « ان » يعنى اگر عقب او ماضى هم آيد معنى او را مستقبل كند چون « إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ » ولى لو به عكس است يعنى اگر عقب او مستقبل آيد معنى او را ماضى كند چون « لو تقوم لقمت » و بيشتر جملهء شرط او فعل ماضى آيد چون « لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ