« إذ ما تضرب أضرب » و شود كه هر دو جمله فعل ماضى باشد چون « ان ضربتَ ضربتُ » و شود كه يكى مضارع و ديگرى ماضى خواه اوّل ماضى و خواه دوم چون « ان تَضْرِب ضربتُ » و « ان ضربت اضرب » و هر كدام ماضى باشند مجزوم نشوند ولى در محل جزم خواهد بود و گاه شود كه بر جزاء « فاء » داخل شود و او را « فاء » جزائيه نامند يعنى « فائى » كه مخصوص جزاء شرط است چون « إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُ مِن قَبْلُ » .
و بدانكه حروف شرط و همچنين اسماء شرط كه بعد از اين بيايند هر گاه بر ماضى داخل شوند معنى ماضى را مستقبل كنند عكس لم و لمّا كه معنى مستقبل را ماضى كنند .
فصلٌ :
حروف مشبهة بالفعل
حروفىكه عامل رفع و نصب با هم باشند سه قسمند و هر سه را اختصاص بهمبتدا و خبر است و هر سه از جمله نواسخ باشند قسم اوّل حروف مشبهة بالفعل است يعنى شبيه شدهاند بفعل وجه شباهت اين حروف بافعال متضمن بودن اين حروف است معانى افعالرا ، و آنها شش حرفند پس نواسخ شش قسم شدهاند سهتاى آنها افعال و سه ديگر حروف و عمل آنها نصب به اسم باشد و رفع به خبر باشد .
اول و دوم « انَّ » يا « انَّ » كه در آنها معنى تحقيق كردن است چون « انَّ زيداً قامٌ » يعنى بدرستىكه زيد ايستاده بود يعنى اين امر محقق است پس معناى تحقيق در اين دو حرف مىباشد و از اين جهت در اين دو معنى تأكيد باشد لهذا گفتهاند « انَّ » و « انَّ » براى تأكيد است و در خبر « انَّ » گاه شده كه « لام » آيد و او را « لام