فصلٌ :
حروف ناصبه
حروفىكه عمل نصب فقط كنند دانستى كه معمول آنها مضارع است و آنها چهار حرفند يكى « ان » چون « ان يضرب » و « لن » كه براى نفى ابد است يعنى نفى ابدى چون « لن يضرب » و « كى » كه براى تقليل است يعنى بهعلت آنكه و بهجهت آنكه چون « جئتك كى تضرب » و گاه شود كه لام جاره هم بر او داخل شود پس گفته مىشود « لِكَى » و « إذاً » با تنوين و بى تنوين و گاه با نون نوشته شود و معنى او در اين هنگام است و بايد كه بعد از چيزى واقع شود چنانچه كسى بگويد « آيتك غداً » پس گوئى « إذاً اكرمَك » .
فصلٌ :
حروف جازمه
حروفىكه جزم فقط كنند و معمول آنها نيز مضارع باشد « لاء » نهى است و « لم » مجد و « لماء » نافيه كه براى نفى حال است يعنى نفى ماضى تا حال چون لما يركب و بر ماضى هم داخل مىشود چون لما ركبَ ولى او را جزم نيست .
و ديگر از جوازم حروف شرط است و آن « انْ » است بهمعنى اگر و « اذ ما » بهمعنى هر زمان و ديگر اسمهائى باشند كه بهمعنى شرطند و آنها در اسماء عامله در محل خود بيايند انشاءاللَّه .
و بدانكه هر شرطى را دو جمله لازم باشد :
يكى را كه جمله اول است جمله شرطيه گويند .
دوم را جزاء او جواب نامند .
و حرف شرط هر دو را جزم كند چون « ان تضرب اضرب »