اين گونه استعمالات شده چنانچه گوئى فلان به خانه است يعنى در خانه است يا در بالاى بام بودم يعنى بر بالاى بام بودم يا گوئى بخاطر تو كردم يعنى براى خاطر تو و هكذا و در اينجا پيشينيان براى هر يك از اين حروف معانى ذكر كردند و تعداد نمودهاند و موارد استعمال هر يك را بهجاى ديگر ذكر كردهاند و او را معنى عليحده شمردهاند مثلًا گويند باء براى چند معنى است و همچنين لام براى چند معنى است و فى براى چند معنى است ولى ما را حاجت بهتعداد اينها نيست زيرا كه از بيانات مذكور مىتوانيم يك قاعده كليه براى تميز دادن استعمال هر يك را بهمعنى ديگر ذكر كنيم كه احتياج بهتعداد نباشد و آن اينست كه هر كجا ما ، يا فى ، يا من ، يا لام ، مثلًا استعمال شده است و ما خواهيم بدانيم كه بهمعنى خود است يا غير خود نظر مىكنيم بهمعنى متعلق او پس مىبينيم كه مناسبت معناى متعلق با چيست پس اگر مناسب با همان حرفى كه ذكر شده ديديم پس دانيم كه بهمعنى خود استعمال شده و اگر با حرف مناسبت نام ندارد بلكه مناسبت او با حرف ديگر بهتر است دانيم كه بهمعنى او استعمال شده و در اين امثله آنچه گفتيم پيدا است رأيتك بالسوق و ظفرت بك وعملت به و رضيت بك و سمعت لك زيرا كه مىبينيم مناسبتر در اول فى است و در دوم و سوم على است و در چهارم من است و در پنجم عن است و هكذا پس در هر جائى بهمناسبت فعل يا معناى فعل مذكور حرفرا تغبير كنيم بهحرفىكه مناسبتر او است .
تلخيص النحو (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٤٩