ملاحظه معنى نمود و بمناسبت تقدير كرد و چون متعلق حذف شود خود جاى او قرار گيرد و از او نيابت كند بهواسطهء عدم احتياج بهمتعلق و چون نيابت كند پس معنى متعلق بر او قرار گيرد و خود بنفسه معنى متعلق را هم بدهد زيرا كه معنى نيابت و عدم احتياج همين است پس اين قسم از ظروف مانند اسماء معانى متضمن معناى فعل است و چون متضمن معنى فعل شده است بسبب نيابت لامحاله خاصيت او را هم خواهد داد مانند اسماء معانى پس ظرف را در اينحال عمل هم باشد يعنى عمل رفع يا نصب در غير مجرور خود پس يكى از عوامل هم ظروفند پس اين را محفوظ بدار تا مورد حاجت رسد چون اين را دانستى پس بدان كه ظرفرا بهلحاظ ذكر متعلق و حذف او دو قسمت كردهاند ظرف لغو و ظرف مستقر لغو آن است كه متعلق او مذكور باشد مستقر آنستكه متعلق او محذوف باشد و وجه مناسبت از ميان مذكور واضح است زيرا كه چون حذف شود و ظرف در جاى او قرار گيرد و هم خصوصيات و خواص متعلق در وى قرار گيرد پس بدين جهت مستقر باشد و چون ذكر شود پس هيچ خواص او در ظرف قرار نگيرد پس چنان باشد كه لغو شده باشد .
استعمال حروف جاره بهجاى يكديگر
سوم : آنكه بعضى از اين حروف گاه باشد كه بهجاى بعضى ديگر استعمال شود يعنى به مناسبت معنى مقام . مثلًا مقام مناسب « فى » است ولى « با » در آنجا ذكر شده است پس در اينصورت با بهمعنى فى خواهد بود چنانچه در فارسى نيز