يعنى هميشه تعلق بهفعل يا معنى بايد داشته باشد و هميشه واسطه باشد براى كشاندن و رساندن معنى متعلق را بهمجرور خود پس معنى متعلق بهواسطهء اين حروف در مجرور آنها استقرار گيرد و مجرور آنها قرارگاه معناى متعلق باشد پس چون واسطهء استقرار باشند آنها را ظرف نامند حال كه معنى ظرفرا دانستى پس بدانكه بعضى اسماء را نيز ظروف گويند و وجه آن اين است كه معنى آن اسماء متضمن معنى يكى از اين حروف است مانند « اذا » و « عند » و « لدا » و « قبل » و « بعد » و غير اينها كه بعداً معلوم خواهد شد انشاءاللَّه براى مثال و فهميدن مطلب همين كافى است و معنى اين مذكورات در فارسى هر گاه و نزد و پيش و بعد و پس است ولى خوب كه تأمل كنى مىبينى همين اسماء متضمن معنى در و از مىباشد حتى آنكه گاه شود كه خود « از » و « در » هم ظاهر شده چنانچه مىگوئيم از گاهى و در نزد و از نزد و در پيش و از پيش و در بعد و از بعد .
حالات متعلق حروف جاره و ظرف لغو و ظرف مستقر
دوم : آنكه دانستى كه اين حروفرا متعلق بايد پس بدانكه متعلق اينها گاه شود كه براى معلوم بودن او حذف شود چنانچه در فارسى چنين است مىگوئى فلان در خانه است و يا فلان بر بام است يا گويند از كجا آمدى گوئى از مسجد و در عربى نيز « فلان فى البيت » يا « على السطح » و يا « من المسجد » و متعلق در اين موارد بمناسبت خود تقدير مىشود يعنى در اول و دوم كاين يا ثابت يا مستقر مثلًا يا كان يا ثبت يا استقر كه فعل باشد و در سوّم جئت تقدير مىشود پس بايد نظر بهمقام كرد و