همچنين در روايات حضرت اميرالمؤمنين و ائمه ( عليهم السلام ) به داشتن علم " ما كان و ما يكون " زياد اشاره شده است « 1 » .
در برابر اين روايات ، با قطع نظر از آيات قبل ، گزارشهاى تاريخىاى وجود دارد كه حضرت رسول ( ص ) و حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) در كارها مشورت مىكردند ، و در بعض موارد اشتباهاتى رخ داده است ؛ مثل داستان بنى المصطلق و ديه دادن پيامبر ( ص ) به كشتهها ، و همچنين اينكه مثلًا حضرت اميرالمومنين ( ع ) در جنگ جمل دنبال كشتهاى گشتند و او را پيدا نكردند .
براى حل تعارض اين دو دسته روايات و آيات و گزارشهاى تاريخى ، علامه طباطبايى و آيت الله ميلانى ( قدس سره ) ما فرمودهاند كه آن حضرات مأمور بودهاند به علم غيب عمل نكنند ، و بر اساس ظاهر عمل نمايند .
آيت الله ميلانى ( قدس سره ) مىگويد : « مقام امام ( ع ) فوق الحدّ [ است . ] شخص هر چه بيشتر فكر كند بيشتر معلومات مىآموزد كه [ ايشان ] با آنكه با تمام قدرت و اتّصال به عالم ديگر كه عالم ملكوت است مرتبط بودند ، مع ذلك مراعات نظام اين نشئه را [ مى ] نمودند و كردار و رفتارى عادى را انجام [ مى ] دادند . . . » « 2 » .
در برابر اين نظر ، پرسش و اشكالى قابل طرح است ، و آن اين كه اگر قرار است آن حضرات ( عليهم السلام ) علمى داشته باشند ولى به آن عمل نكنند ، در اين صورت چه فايدهاى بر اين علم مترتب است ؟ !
علاوه بر اين در روايات داريم كه روزهاى جمعه اعمال مردم به حضور امام عصر عجل الله تعالى فرجه عرضه مىشود ، و ايشان از گناه گناهكاران ناراحت
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به بحار الأنوار : ج 26 ، باب 6 ، باب انّهم ( عليهم السلام ) لايحجب عنهم علم . . . ، ح 6 و 7 و 8 و 9 و . . . ، و روايات بسيار ديگرى كه همين مفهوم را دارند .
( 2 ) - كتاب صد و ده پرسش : ص 125 ، پرسش 37 .