روايات متعددى كه از معصومين ( عليهم السلام ) نقل شده ، آمده است كه با تمسك به قرآن جواب احكام را مىدادهاند .
علم غيب ائمه اطهار ( عليهم السلام )
به آياتى از قرآن كريم تمسك شده تا نشان دهند اهل بيت ( عليهم السلام ) غيب نمىدانند ، كه برخى از اين آيات را ذكر و بررسى مىكنيم .
آيه نخست :
« لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ »
« 1 »
.
نفى علم غيب از غير خدا در اين آيه منافاتى با اين ندارد كه غير او ، بالعرض و به خواست خداوند علم به غيب پيدا كند . اين آيه تنها علم ذاتى به غيب را نفى مىكند ، و نسبت به علم غير ذاتى به غيب ساكت است .
آيه دوم :
« لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ »
« 2 »
.
ظاهر اين است كه آيه دلالت دارد بر اينكه پيامبر ( ص ) غيب نمىدانستهاند .
علامه طباطبايى ( قدس سره ) اين آيه و آيات ديگرى را كه مضمون آنها اختصاص علم غيب به خداى متعال است - به مانند بيانى كه در آيه اول داشتيم - به اصل و فرع بودن علم ائمه ( عليهم السلام ) در برابر علم خداى متعال توجيه كردهاند .
بنابراين معناى آيه چنين مىشود : " اگر من غيب را به طور ذاتى مىدانستم گرفتارى بر من وارد نمىشد ، اگر چه از طرف خدا علم غيب به من داده شده است . "
به اعتقاد ما ، اين اشكال بر اين تفسير وارد است كه در جلوگيرى از گرفتار شدن فرقى بين علم ذاتى يا عرضى نيست . به همين دليل اين معنا قابل قبول نيست .
هامش
( 1 ) - نمل : 61 .
( 2 ) - اعراف : 188 .