تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
اين همان تصويب مشهور است كه مىگويد خداى متعال أحيانا در واقع حكمى ندارد ، و هر چه معصومين ( عليهم السلام ) بفرمايند حكم خدا مىشود . البته على القاعده ايشان اين نظر را درباره همه احكام نمىگويد ، بلكه تنها ناظر به جايى است كه آيه و وحى نباشد . در هر حال ، از اين سخنان صاحب جواهر ( قدس سره ) برداشت مىشود كه به اعتقاد ايشان چنين نيست كه هميشه احكام الهى ثابت باشد و ائمه ( عليهم السلام ) به آن احكام علم داشته باشند ، بلكه أحيانا خداوند متعال در واقع حكمى ندارد ، و هر چه اهل بيت ( عليهم السلام ) بگويند خداوند همان را حكم خود قرار مىدهد ، و بر همين اساس مىتوان گفت كه تشريع احكام به آن حضرات ( عليهم السلام ) تفويض و واگذار شده است . دو اشكال عمده در اين نظريه صاحب جواهر ( قدس سره ) وجود دارد : نخست آن‌كه چگونه مىتوان تصور كرد كه حضرت رسول و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) عالم به احكام نبوده باشند ؟ در حالى كه اگر نگوييم آن حضرات ( عليهم السلام ) همه چيز را مىدانسته و " علم غيب " و علم به " ما كان و ما يكون " داشتند ، لااقل معتقد هستيم كه آن حضرات به تمام احكام الهى عالم بوده‌اند . اين از ضروريات مذهب است ، و همه بزرگان از صدر تاكنون به آن اعتقاد دارد . دوم آن كه نمىتوان پذيرفت كه در عالم واقع ، ولو در موردى از موارد ، از سوى خداى متعال در شريعت او حكمى وجود نداشته باشد ، و رسول اكرم و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) در ذهن خويش حكمى در نظر بگيرند و به مجرد بيان ايشان جعل شود . روايات قطعيه اين نظريه را رد مىكند و نمىتوان آن را قبول كرد . اين اعتقاد همان نظريه تصويب است كه به اجماع علماى شيعه اعتقادى باطل است . بله ، در برخى موارد جزئى در مورد رسول خدا ( ص ) چنين امرى را پذيرفت ، ولى پس از رحلت آن حضرت اين راه بسته شده است .