تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
احساسات مردمى را عليه اين مسألهء فقهى - كلامى كه جنبهء تخصصى دارد بر انگيزد ، بلكه علاوه بر آن ، آن را به گونه‌اى خودكامگى و « ارادهء قاهره » تفسير نموده كه فقط خواسته‌هاى او حاكم بر خواسته‌هاى مردمى است و سخن همان است كه او مىگويد و ديگران در مقابل تصميمات او ارزشى ندارند ، پس او تنها خداى روى زمين است . اين‌گونه تفسير و تأويل و قضاوت ، دربارهء مسائل فراتر از محدودهء معلومات افرادى چون گوينده سخنان فوق ، اگر نشانگر غرض ورزى نباشد ، لااقل حاكى از قلّت بضاعت است ، « عذره جهله » . يكى از نويسندگان معروف در مقاله‌اى مىنويسد : « آيا شگفت‌آور و تأمّل خيز نيست كه فقيهان شيعه براى اثبات ولايت مطلقهء فقيه و تبيين امر مهم و عظيم حكومت دينى ، تكيه‌شان بر روايتى است از عمر بن حنظله كه در ثقه بودنش جمعى شك داشته‌اند و مضمون روايت هم سؤالى است مربوط به نزاعهاى جزئى بر سر ارث و طلب . « 1 » اين هم يكى ديگر از نمونه‌هاى خارج از تخصّص سخن گفتن است : اولا - ايشان ، در اين اشتباه نموده كه تنها مستند چنين مسألهء مهمّى را ، روايت عمر بن حنظله پنداشته است . زيرا اين مسأله - هرچند در فقه بررسى مىشود - ريشهء كلامى دارد و نمىتوان مسائل كلامى را با خبر واحد اثبات نمود . لذا عمده استدلال فقها در اين‌باره به ضرورت عقلى است و به گفته امام قدّس سرّه تمامى ادله كه بر ضرورت امامت اقامه مىشود دربارهء ولايت فقيه در عصر غيبت جارى است . و رواياتى كه در اين زمينه آورده مىشود نيز جنبهء تأييد و پشتوانهء دليل عقلى را دارد . حتى مانند آية اللّه خوئى كه از راه « حسبه » « 2 » وارد مسأله مىشود و با دلايل عقلى و از راه اثبات تداوم احكام انتظامى اسلام ، اجراى اين احكام را وظيفه فقيه شايسته مىداند نيز ، به همين حديث و توقيع شريف اشاره كرده و پر پيداست ، كه اين‌روايت را به عنوان شاهد و تأييد آورده است . ثانيا - روايت عمر بن حنظله به عنوان « مقبوله » در لسان فقها مطرح است و فقها
هامش
( 1 ) . مجلهء كيان شماره 36 ص 12 . ( 2 ) . استدلال از راه « حسبه » كاملا عقلانى است .