تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
برده است . تعبير صحيح اين است كه ولايت در هر صورت ، انشائى است ، و از مقاماتى است كه بدون انشاء تحقق نمىيابد . تفاوت در اين است كه انشاء اين مقام ، ممكن است از سوى خدا باشد يا از سوى مردم . مكتبهاى توحيدى آن را از سوى خدا مىدانند ، و اگر مردم در آن نقش داشته باشند باز بايد به اذن خدا باشد . و مكتبهاى الحادى آن را صرفا از سوى مردم مىپندارند . بنابراين ، دعوى بر سر « اخبار » و « انشاء » نيست ، سخن بر سر اين است كه چه كسى انشاء مىكند ، خدا يا خلق ؟ يا به تعبير ديگر مبناى مشروعيّت حكومت اسلامى آيا اجازه و اذن خداوند ، در تمام سلسله مراتب حكومت است ، يا [ صرف ] اجازه و اذن مردم ؟ مسلّم است آنچه با ديدگاههاى الهى سازگار مىباشد ، اوّلى است نه دوّمى » « 1 » . البته اين بدين معنى نيست كه در حكومت اسلامى مردم سهمى ندارند ، بلكه سهم عمده دارند ، و همين كه تشخيص واجدين اوصاف و انتخاب اصلح به آنان واگذار شده ، به معناى بها دادن به مردم و ارج نهادن به آراى عمومى است ، و حق انتخاب به خود آنان داده شده تا شايسته‌ترين را - در سايهء رهنمود شرع - براى حكومت و سپردن مسؤوليّت زعامت ، برگزيدند . و نقش شارع تنها هدايت و ارشاد و يارى رساندن به مردم است . لذا تمامى احكام الهى لطف بوده و از مقام حكمت و رأفت پروردگار نشأت گرفته است . خلاصه آن‌كه حكومت در مكتب توحيدى اسلام ، با صرف گزينش مردم انجام نمىگيرد ، بلكه با اذن خدا و در سايهء رهنمود شرع ، با دست مردم شكل مىگيرد . بنابراين حكومت در اسلام ، حكومت دينى مردمى سات و چون حكومت از احكام وضعى به‌شمار مىرود ، انشائى خواهد بود نه اخبارى .

تشابه در مفهوم ولايت

آنچه تاكنون از كلمات بزرگان فقهاى سلف و خلف ، پيرامون مسألهء ولايت فقيه
هامش
( 1 ) . رجوع شود به : پيام قرآن ج 10 ( قرآن و حكومت اسلامى ) ص 59 - 60 .
ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 59 | الشيخ محمد هادي معرفة