انتخابات ، مدّ نظر انتخابكنندگان نيست ، و اصلا به ذهن كسى چنين مفهومى خطور نمىكند .
آرى تنها دربارهء انتخاب وكلاى مجلس يا خبرگان ، مسألهء نيابت مطرح است و بس . ازاينرو در كشورهاى عربى به مجلس شورا ، مجلس النيابة مىگويند . و در ديگر موارد انتخابات و نيز رجوع به آراى عمومى ، چنين مفهومى مطرح نيست .
و روشن نيست ، نويسنده ياد شده ، يان مفهوم را از كجا به دست آورده ، و چگونه به خاطرش خطور كرده ! ؟
و اما آنچه از سوى برخى بزرگان در رابطه با استفاده از مفهوم بيعت ، چنين برداشتى شده ، كه بيعت نوعى وكالت است ، و از عقود لازمه بهشمار مىرود . . .
در جاى خود - بخش تعريف بيعت - خواهيم آورد كه بيعت يك واژه عربى است ، و مفهوم خاصّ خود را دارد . تفسير كردن بيعت به معناى مطلق واگذارى ، سپس آن را به سه گونه تقسيم نمودن ، يك نوع تصرف بىمورد در لغت و عرف مىباشد .
هرگونه تفسير لغوى ، شاهد لغوى مىخواهد . و اگر مستند به عرف خاص باشد ، بايد اهل همان عرف آن را پذيرفته باشند ، و قابل تحميل نيست و هرگونه برداشت شخصى پذيرفته نيست .
علاوه خواهيم گفت نيابت يا وكالت ، نمىتواند به معناى مطلق واگذارى باشد .
بسيارى از دارندگان مقامات احيانا از مقام خود خلع يد مىنمايند ، و آن را به ديگرى واگذار مىكنند ، و هرگز مفهوم وكالت يا نيابت نخواهد داشت . زيرا شخص دوم عنوان وكالت ، آن پست را اشغال نمىكند ، بلكه استقلال كامل دارد و شخص اول كاملا بيگانه شمرده مىشود . در جاى خود توضيح بيشترى خواهيم داد .
ولايت انشائى يا اخبارى ؟
از آنچه گذشت روشن گرديد كه ولايت گرچه با انتخاب مردم صورت مىگيرد ، ولى چون يك حق اعطايى از جانب مردم نيست ، بلكه مردم تنها نقش تشخيص دهنده را ايفا مىكنند و نيز حكومت ، عنوان وكالت و نيابت از جانب مردم را ندارد ، بلكه يك منصب و مسؤوليّت الهى است كه با امضاى شرع ، تحقق پيدا مىكند ، بنابر اين يك امر انشائى كه صرفا از جانب مردم صورت گرفته باشد نيست ، بلكه بر