وظيفهء فقيه ( ولىّ امر ) كنونى ملاحظه مصالح فعلى است ، كه ممكن است اختلاف نظرى وجود داشته باشد .
ولايت در نماى وكالت
برخى - پس از آنكه مفهوم ولايت را به معناى قيموميّت پنداشتهاند - حكومت و حاكميّت سياسى را ، نوعى وكالت گرفتهاند ، كه از جانب شهروندان - كه مالكين مشاع حكومت مىباشند - به حاكم انتخابىشان واگذار مىشود . ولايت بدان معنى را ، به سلب همهگونه حق تصرف از مولّى عليه ( مردم ) تفسير كرده و حاكميّت سياسى را ، گونه از انجام وظايف محوّله از جانب مردم دانسته و لذا آن را نوعى وكالت - كه جنبهء لزوم هم دارد - شناختهاند .
يكى از نويسندگانى كه اين ديدگاه را باور دارد مىنويسد :
« بايد بهطور شايسته و عميق به اين نكته متوجّه بود ، كه ولايت به معنى قيموميّت ، مفهوما و ماهيّتا با حكومت و حاكميّت سياسى متفاوت است ، زيرا ولايت حق تصرف ولىّ مر در اموال و حقوق اختصاصى مولّى عليه است . كه به جهتى از جهات از تصرف در اموال خود محروم است ، درحالىكه حكومت يا حاكميّت سياسى به معناى كشوردارى و تدبير امور مملكتى است و اين مقامى است كه بايد از سوى شهروندان آن مملكت كه مالكين حقيقى مشاع آن كشورند ، به شخص يا اشخاص ذى صلاحيّت واگذار شود .
به ديگر عبارت ، حكومت به معناى كشوردارى ، نوعى وكالت است كه از سوى شهروندان ، با شخص يااشخاص ، در فرم يك قرارداد آشكارا يا ناآشكارا ، انجام مىگيرد » . « 1 » برخى از بزرگان - دربارهء بيعت و انتخاب و نقش آن در ولايت ولىّ امر - مىنويسد :
مشروعيّت حكومت در زمان غيبت ، در چارچوب شرع ، مستند به مردم است . حكومت معاهدهاى دو طرفه ميان حاكم و مردم است كه به امضاى شارع رسيده . حكومت اسلامى قرارداد شرعى بين امّت و حاكم
هامش
( 1 ) . حكمت و حكومت ص 177 .