تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

استنباط ملاكهاى قطعى احكام

فقهاى سلف را سعى بر آن بود تا بر ملاكات واقعى احكام « 1 » تا آنجا كه امكان داشته باشد ، دست‌يابند ، و بر پايهء آن در پاره‌اى از موارد ، نسبت به موضوع احكام ، توسعه يا تضييق قائل مىشدند و بسيارى از مشكلات مسائل فقهى يا برخى ابهامات را ، مرتفع مىساختند و موضوع مسأله يا دائرهء حكم را ( از نظر سعه و يق ) مشخّص و روشن مىنمودند . اينكه چند نمونه :

نمونه نخست

مثلا دربارهء « 200 حلّهء يمانى » كه يك از شش اصل ديه شمرده شده ، دو اشكال عمده وجود دارد : يك : 200 حلّه ، دليل شرعى ندارد و از هيچ‌يك از أئمه معصومين دربارهء آن دستورى نرسيده ، « 2 » علاوه كه در كتب اربعه ، 100 حلّه قيد شده و ظاهرا در نسخهء
هامش
( 1 ) . مقصود از ملاك در اينجا مناط و معيار در تشخيص موضوع حكم است . مثلا : ملاك و معيار در حرمت خمر ، عنوان « خمريّت » است يا « مسكريّت » ، كه در صورت نخست حرمت ، مخصوص همان عنوان است . ولى اگر دوّمى باشد ، شامل همه مسكرات مىگردد . و اين مسأله با مسألهء « مصلحت » كه ملاك تشريع حكم است ، تفاوت دارد و اساسا بحث از مصلحت از حوزهء بحث فقاهت بيرون است و به مسائل كلامى مىماند ( از آن بحث خواهيم نمود . ) مشكل فقيه ، تشخيص موضوع حكم است كه بر حسب ظاهر ، همان عنوان مطرح شده در لسان دليل ، معيار حكم مىباشد . ولى احيانا فقيه از راه دلائل و شواهد قطعى پى مىبرد كه معيار در فعليّت حكم ، يعنى موضوع واقعى ، گسترده‌تر با محدودتر از عنوان مطرح شده است ، مثلا : معيار بخشودگى خون كمتر از درهم ، عنوان « دم » است ، يا نجاست دم كه در صورت آغشته شدن يك قطره آب با خون كه مجموعا از مساحت يك درهم كمتر باشد نيز بخشوده است يا نه ، اگر معيار نجاست خون باشد ، يان هم معفوّ است ، و اگر - تعبّدا - تنها خون ، معفو باشد قابل سرايت به فرض مورد نظر نيست . استاد بزرگوار ما مرحوم شيخ حسين حلّى نجفى با تحليل شيواى فقهى خود ، مسأله نجاست دم را ملاك مىدانستند و بر آن اساس حكم مذكور را سرايت مىدادند . ( 2 ) . تنها از عبد الرحمان بن حجاج روايت شده گويد : « سمعت ابن ابى ليلى - يكى از فقهاى عامّه - يقول : كانت الدية فى الجاهليّة مائة من الإبل ، فأقرّها رسول اللّه ( ص ) ثمّ انه فرض على أهل البقر مائتى بقرة ، و فرض على أهل الشاة ألف شاة ثنيّة ، و على أهل الذهب ألف دينار ، و على أهل الورق عشرة آلاف درهم ، و على أهل اليمن الحلّل مائتى حلّة . سپس عبد الرحمان ، آنچه را كه از ابن أبى ليلى شنيده بود ، بر حضرت صادق عليه السّلام عرضه نمود ، حضرت صرفا ، 1000 دينار و 100000 درهم و 100 شتر و 200 گاو و 1000 گوسفند را تقرير فرمودند و دربارهء 200 حلّه سكوت نمودند و سخنى بر زبان نياوردند . ( وسائل ج 29 ص 193 - 194 باب 1 ديات النفس ) و نيز اين ابى عمير دربارهء ديه از جميل بن درّاج نقل مىكند كه او گفت : ألف دينار ، . و عشرة آلاف درهم . و يؤخذ من أصحاب الحلل اللحل ، و من اصحاب الإبل الابل ، و من أصحاب الغنم الغنم ، و من اصاحب البقر البقر ( وسائل ج 29 ص 195 رقم 4 )
ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 164 | الشيخ محمد هادي معرفة