مرجعيّت ، از آن كسانى است كه قدرت استنباط داشته باشند بالفعل در شناخت احكام شريعت اعمال نظر و اجتهاد نموده طبق ضوابط مقرر ، مبانى شرع را بدست آورده باشند . و اين تعبير ، افراد مقلّد را شامل نمىگردد ، زيرا آگاهى آنان از احكام شريعت ، از روى نظر و اجتهاد نيست .
5 - صحيحهء ابى خديجه سالم بن مكرّم جمّال :
« عن الإمام الصادق عليه السّلام قال : إيّاكم أن يحاكم بعضكم بعضا إلى أهل الجور ، و لكن انظروا إلى رجل منكم يعلم شيئا من قضائنا ( قضايانا - خ ل ) فاجعلوه بينكم قاضيا ، فإنّى قد جعلته قاضيا فتحاكمو إليه » « 1 » .
زنهار تا مسائل اختلافى خود را نزد اهل جور ( كسانى كه جايگاه عدالت را به ناحق اشغال كردهاند ) نبريد ، بلكه از ميان خود كسى را كه از روش حكومت و دادرسى ما آگاه باشد ، براى قضاوت برگزينيد چنين كسى را من بدين مقام ، منصوب كردهام پس داورى را به نزد او بريد .
برخى اين حديث را به مسأله « قاضى تحكيم » مربوط دانستهاند ، ولى از عبارت « فتحاكمو إليه » پيدا است ، كه مقصود ، منصوب شدن براى مقام قضاوت است ، تا همواره ، مسائل مورد اختلاف نزد او مطرح گردد .
علاوه ، همانگونه كه در مقبوله عمر بن حنظله يادآور شديم ، طرح كردن مسألهء قضا ، به عنوان نمونه و جلوهاى از مسألهء حكومت است كه فراتر از مسألهء قضا اس .
و اصولا از مناسبت حكم و موضوع و تعليل ياد شده در متن حديث ، روشن مىگردد كه مسألهء مورد نظر امام ، فراتر از امر قضاوت است و أصل مرجعيّت به گونه عام مطرح است كه جامعهء اسلامى و بويژه جامعهء تشيّع ، مسائل خود را نزد طاغوت مطرح نكنند و مرجعيّت با كسانى باشد كه با دين و شريعت سروكار دارند .
شيخ طوسى ، همين حديث را به شكلى گستردهتر روايت كرده كه به مقصود ما نزديكتر است :
« قال ابو خديجة : بعثنى أبو عبد اللّه عليه السّلام إلى أصحابنا ، فقال : قل لهم : إياكم اذا وقعت بينكم خصومة أو تدارى بينكم فى شيىء من الأخذ و العطاء ، أن تتحاكموا إلى أحد من هؤلاء الفسّاق . اجعلوا بينكم رجلا ممّن قد عرف حلالنا و حرامنا ، فإنّى قد
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ج 3 ص 2 . كافى شريف ج 7 ص 412 رقم 4 . وسائل ج 27 ص 13 .