و پايهء تشريع ، بينشى است كه خداوند به او داده بود كه اين دو از يك منبع سرچشمه گرفته بودند و هرگز خواستههاى شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مطرح نبوده است .
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
« 1 » ؛ « هيچگاه از پيش خود چيزى نمىگويد * هرچه بگويد از منبع وحى سرچشمه گرفته است * او تعليميافتهء دست توانا و قدرتمندى است » .
پس پيغمبر هرگز مطلبى را از روى هواى نفس ، دنياپسند بودن يا امروز پسند بودن نمىگويد ؛ بلكه سخنانش ريشهء وحيانى دارد .
نفس ارزشمند پيامبر گرامى به اندازهاى ارتقا يافته بود كه صفحهء ذهنش همهء حقايق را همچون آينهاى جلوهگر بود . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : « خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر آنكه عقل و بينش او برترين عقلها و بينشها باشد » « 2 » .
تفاوت مجتهد با پيامبر :
1 . پيامبر مىانديشد و مجتهد استنباط مىكند ؛
2 . در اجتهاد احتمال اشتباه وجود دارد ، ولى پيامبر هرگز در انديشهاش دچار اشتباه نمىشود .
پيامبر نقش مشرّعى را ايفا مىكرد كه با بينش سرشار خود و با پشتوانهء وحى و عنايت حق تعالى ، با عمق نظر و تشخيص دقيق صلاح و فساد ، طبق شرايط و ضرورتها ، تشريع احكام مىكرد . به همين جهت مسألهء « حلال محمد و حرام محمد » مطرح است كه اين تعبير نه دربارهء مجتهدان صدق مىكند و نه دربارهء راويان و ناقلان حديث .
كلينى از پيامبر روايت كرده است : « ما يضمر النبي صلّى اللّه عليه و آله في نفسه أفضل من اجتهاد المجتهدين » « 3 » ؛ يعنى آنچه پيامبر مىانديشد ، برتر از اجتهاد هر مجتهدى است .
هامش
( 1 ) . نجم ، 3 - 5 .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 13 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 13 .