اسلام صلّى اللّه عليه و آله و تأييد روحالقدس ، داراى بينش واقعى بودند و برحسب رخدادهاى زمانه و مصالح و مقتضيات ، تشريع احكام مىكردند .
ختم رسالت به معناى پايان يافتن وحى است نه پايان يافتن تشريع . اساسا تشريع تمام شدنى نيست ، زيرا قوانين و تشريعات طبق نيازهاى جامعه وضع مىشود و نيازهاى جامعهء در حال پيشرفت ، با مرور زمان ، تغيير مىكند . به همين جهت بايد همواره در بين امت افرادى باشند كه نيازهاى روز را تشخيص دهند و طبق مبانى شريعت براى آن نيازها قانون وضع كنند .
تشريع در دوران غيبت
شيعه در مسألهء تشريع معتقد است كه نه تنها تشريع با ختم رسالت پايان نمىيابد ، بلكه پس از پايان يافتن دوران حضور نيز تشريع ادامه دارد .
همان گونه كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مبانى شريعت را به ائمهء اطهار عليهم السّلام به امانت سپرد تا به وسيلهء آن مبانى ، احكام فرعى را تشريع كنند ، امامان معصوم عليهم السّلام نيز در مدت دو و نيم قرن مجتهد مىپروراندند . امامان معصوم عليهم السّلام تلاش مىكردند تا شايستگان امت را در راستاى فقاهت دينى هدايت و آزمون كنند و آنان را به اصول و مبانى فقاهت و اجتهاد در دين آشنا سازند .
ازاينرو در مدت اين دو و نيم قرن فقيهانى شايسته و آشنا با اصول و مبانى فقاهت تربيت شدند كه براى هميشه در ميان مردم باشند و از منابع اصيل اسلامى بر حسب مقتضيات زمان ، پاسخگوى نيازهاى روزمره باشند .
اسلام دين جمود نيست ، بلكه همگام با زمان حركت مىكند كه اين حركت ، رهين فتح باب اجتهاد است . دين اسلام در كنار احكام ، يك سرى مبانى و قواعد كلى را مطرح كرده است كه در استنباط احكام جديد به كار گرفته مىشود ؛ « 1 » ازاينرو
هامش
( 1 ) . مانند : قواعدى كه در معاملات مطرح شده است . اين قواعد مىتواند پيچيدهترين مسائل معاملاتى را حل كرده ، حكم آن را بيان كند .