است . همچنين هر امام معصوم سابق ، امام بعدى را منصوب مىكند .
ولايت تشريعى در زمان غيبت نيز ادامه دارد ، با اين تفاوت كه تعيين ولى امر در دوران حضور به معرفى معصوم پيش از اوست ، اما در دوران غيبت ولى امر از جانب شارع مقدس با توصيف مشخص مىشود . شارع صفاتى را ارائه داده است تا نخبگان مردم طبق آن صفات ، ولى امر را مشخص كنند . اين صفات در سخن مولا امير مؤمنان عليه السّلام خلاصه مىشود :
« أيّها النّاس إنّ أحقّ النّاس بهذا الأمر [ الإمامة ] أقواهم عليه و أعلمهم بأمر اللّه فيه » « 1 » ؛ « اى مردم ، از بين مردم كسى سزاوار اين امر [ امامت ] است كه قوىترين آنها در امر امامت و داناترين آنها به امر خدا در آن است » . حضرت دو شاخصه را براى ولى امر در دوران غيبت مطرح مىكند :
1 . بينش سياسى قدرتمند ؛
2 . داناترين فرد امت به احكام شرع در مسائل سياسى .
بنابراين هركه از فقهاى عالم به احوال زمان ، در اين اوصاف برتر بود ، شايستگى رهبرى را دارد .
نكته : « أحق » در سخن مولا امير مؤمنان عليه السّلام به معناى صاحب حق است نه سزاوارتر ؛ مانند آيهء كريمهء
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
« 2 » ؛ « آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مىكند سزاوار است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمىنمايد مگر آنكه [ خود ] هدايت شود ؟ شما را چه شده ، چگونه داورى مىكنيد ؟ »
« أحق » در اين آيه به معناى سزاوارتر نيست ، زيرا طرف مقابلش هيچچيز نمىداند و اصلا شايستگى رهبرى را ندارد . بنابراين كسى كه همه چيز مىداند ، شايسته است و كسى كه هيچچيز نمىداند اصلا شايستگى ندارد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 173 .
( 2 ) . يونس ، 35 .