3 . فهم حاضران : حاضران در مراسم غدير خم از جملهء « فمن كنت مولا فعلي مولاه » معناى ولايت را فهميدند و به همين جهت بزرگان و صحابهء تراز اول - كه پيرامون حضرت بودند - ضمن تبريك به حضرت على عليه السّلام ، به ايشان گفتند :
« أصبحت مولاي و مولا كلّ مؤمن و مؤمنة » ؛ يعنى تو اكنون مولاى ما و مولاى هر زن و مرد مؤمن شدى . اگر مولا به معناى دوست باشد ، حضرت امير عليه السّلام پيش از آن هم در نظر همه دوست بوده است .
شواهد ديگر : روزى شخصى نزد خليفهء دوم آمد تا براى او قضاوت كند . پيش ازآنكه خليفه دربارهء او سخنى بگويد ، مولا امير مؤمنان عليه السّلام - كه در آن جلسه حضور داشت - برخاست و حكم را صادر كرد ؛ ولى چون حكم مولا بر ضد آن شخص بود ، آن شخص به مولا پرخاش كرد و گفت : « من قضاوت تو را قبول ندارم » .
خليفهء دوم از اين سخن او ناراحت شد و از جا برخاست و با پرخاش به او گفت :
« واى بر تو ، على ولى تو و ولى هر مؤمنى است » .
گاه به خليفهء دوم اعتراض مىشد كه تو به على خيلى بها مىدهى و در هر كارى با او مشورت مىكنى . خليفه در پاسخ مىگفت : « واى بر شما ، على ولى من و ولى هر مؤمنى است » . آيا مقصود خليفهء دوم اين است كه برخى از مؤمنان دوست مؤمنان ديگرند ؟ دوستى چه ويژگى خاصى براى حضرت است كه خليفهء دوم آن را بگويد !
ممكن است اين پرسش پيش بيايد كه چرا خليفه با اينكه مىدانست على عليه السّلام ، ولى اوست ، ولى در مقام خلافت نشست و شؤون سياسى حكومت را به دست گرفت ؟
تفاوت شيعه و سنى در همين است . شيعه ، ولايت را نوعى سرپرستى عام مىداند كه شامل همهء شؤون ، از جمله مسائل سياسى ، مىشود ؛ اما اهل تسنن جنبهء ولايت سياسى آن را نمىپذيرند .
پرتو ولايت (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص١٩٨