باشد تا مراد متكلم مشخص شود ؛ مانند كلمهء « عين » - كه در لغت عرب به معناى چشم ، جاسوس ، چشمه ، طلا و . . . مىباشد - اگر چشمه را قصد كرده باشيم ، بايد بگوييم : « عين جاريه » ؛ اگر چشم را قصد كرده باشيم ، بايد بگوييم : « عين باكيه » .
ما مىپذيريم كه كلمهء مولا از الفاظ مشترك « 1 » است ، اما آيا پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله - كه به تصريح خودشان فصيحترين سخنور عرب است - از اين قانون لغوى آگاهى نداشته است ؟ و اگر آگاهى داشت آيا در آن جايگاه حساس و سرنوشتساز ، يك لفظ مشترك را بدون قرينه به كار برده است ؟ حتما چنين نيست و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با قرينه سخن گفته است .
علامهء امينى در « الغدير » مىنويسد : « دوازده قرينه وجود داشته است كه مراد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را مشخص مىكند » ؛ از جمله :
1 . جملهء « أ لست أولى منكم بأنفسكم ؟ قالوا : بلى » : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابتدا از مردم اعتراف گرفت كه بر آنها ولايت دارد و تصميمهاى او بر تصميم ديگران مقدم است كه اين مقام ولايت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، به معناى سرپرستى و ولايت امر است و اين ، قرينه است بر اينكه مراد از مولا ، ولى امر است نه دوست .
حضرت در ادامه مىفرمايد : « فمن « 2 » كنت . . . ؛ اكنون كه دانستيد تصميم من فوق تصميمهاست و من بر همه ولايت دارم ، پس بدانيد كه اين مقام پس از من به على منتقل مىشود » .
2 . بيعت گرفتن : پس از سخنان پيامبر ، همهء بزرگان صحابه ، به حضرت على عليه السّلام تبريك گفته ، با ايشان بيعت كردند . مراسم بيعت گرفتن تا نيمههاى شب ادامه داشت . آيا از كسى براى دوستى ، بيعت مىگيرند ؟
هامش
( 1 ) . مولا ، به معانى مختلفى همچون ولى امر ، دوست و همپيمان است .
( 2 ) . « ف » تفريع است به معناى : پس .