پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، با وجود على عليه السّلام ، گويا خود پيغمبر وجود دارد و تا زمانى كه خود پيغمبر وجود داشته باشد ، نوبت به ديگرى نمىرسد » .
اشكال آلوسى : سيد محمود آلوسى ، مفسّر معاصر ، در بغداد زندگى مىكرد و با دانشمندان شيعه در تماس بود . او در تفسيرش « 1 » در بسيارى از موارد با شيعه درگير مىشود و گاهى نيز افتراهاى بزرگى به شيعه مىزند .
آلوسى ذيل آيهء مباهله ، سخنان فخر رازى را نقل مىكند و همان پاسخهاى غير قانع كنندهء وى را مطرح مىكند و در ادامه مىگويد : « دلالت اين آيه بر فضيلت آل اللّه « 2 » از مسائلى است كه هيچ مؤمنى در آن شك نمىكند . شيعه به اين آيه استدلال مىكند كه پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، على - كرّم اللّه وجهه - « 3 » بر خلافت اولويت داشته است . روش استدلال شيعه اينگونه است : " پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر ديگران برترى دارد و تصرفاتش نسبت به ديگر تصرفات مقدّم است . از طرفى ، طبق آيهء شريفه [ مودت ] ، على عليه السّلام در صفات كمالى همتاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ؛ نتيجه اينكه : به مقتضاى قانون مساوات ، على عليه السّلام پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برترين انسانهاست و تصرفاتش بر تصرفات ديگران اولويت دارد ، پس بايد تصدى شؤون امت به على واگذار شود " » .
سپس آلوسى به اين استدلال سه اشكال مىكند و اشكالهايش از قبيل ايرادهاى فخر رازى است :
اشكال نخست : از كجا مىدانيد مراد از « أنفسنا » ، امير « 4 » باشد ؟ شايد امير داخل
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى آلوسى از تفسير فخر رازى گستردهتر است و جهان تسنن توجه ويژهاى به آن دارد .
( 2 ) . آلوسى با به كار بردن واژهء « آل اللّه » منظورش را به خوبى بيان مىكند و جاى هيچ شبههاى باقى نمىگذارد ؛ زيرا استفاده از تعبير « آل اللّه » ويژهء شيعيان است و مراد از آن « پنج تن » مىباشد .
( 3 ) . همهء دانشمندان اهل سنت مقيّدند جملهء « كرّم اللّه وجهه » را براى مولا على ( ع ) به كار ببرند ؛ زيرا على ( ع ) يگانه شخصى بود كه بر هيچ بتى سجده نكرد .
( 4 ) . در عراق كلمهء « امير » ، اسم مخصوص مولا امير مؤمنان ( ع ) است .