تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
اين تفسير وموضع‌گيرى دور از واقعيت است ؛ زيرا چگونه ممكن است پيامبر از قوم مشرك ومعاند خود طلب يارى كند وآن را اجر رسالت خود - كه نپذيرفته‌اند - بيان كند ؟ سخنى بسيار عجيب است ! آنان رسالت أو را قبول ندارند وأو را تكذيب نموده‌اند ، آن‌گاه پيامبر به آنان مىگويد : « اجر رسالت مرا در خويشاوندى خود نگاه داريد واز من حمايت كنيد » . پيامبر صلّى اللّه عليه وآله مىداند كه سرسخت‌ترين دشمنان وى از ميان همان قريش بوده وهرگز عقل وحكمت أو اجازه نمىدهد كه در برابر دشمن ، سر خم كند واز آنان حمايت بخواهد . زمخشري أستاذ أدب عربى مىگويد : « منظور از ( في القربى ) اين است كه اقربين وأهل بيت پيامبر را در جايگاه مودّت ومحبت خود قرار دهيد وآنان را دوست بداريد ؛ زيرا آنان در جايگاه محبت ومودت من هستند » « 1 » . ابن مخلوف ثعالبى در آيهء ولايت :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ
« 2 » ؛ سرپرست وولى شما ، تنها خداست وپيامبر أو وآنان كه ايمان آورده‌اند ، همان كساني كه نماز را برپامىدارند ودر حال ركوع زكات مىدهند » كه دربارهء خاتم‌بخشى مولا أمير المؤمنين عليه السّلام نازل شده است وفضيلتى والا به شمار مىآيد ، خواسته است آن را بپوشاند . أو مىگويد : « اين آية عموميّت دارد ، هر نمازگزار وزكات‌دهنده‌اى را شامل مىشود . آرى موقع نزول ، مصادف با نماز على وخاتم‌بخشى أو بود ، نه آن كه دربارهء أو نازل شده باشد » « 3 » . عبد اللّه بن الزبير همواره سورهء دهر را - كه بزرگ‌ترين فضيلت أهل بيت است - مكي قلمداد مىكرد تا رابطهء آن را با قصّهء اطعام قطع كند . خلاصه ، در قرآن آيات بسيارى وجود دارد كه با تعمّق نظر ودقّت كامل روشن مىشود كه دربارهء فضايل أهل بيت رسالت است ، ولى متأسفانه عصبيّت چشم حق بين گروهى را فروبسته وحقايق براي آنان آشكار نشده است . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « اگر قرآن آن‌گونه كه خدا خواسته ونازل كرده تلاوت شود ومورد تدبّر قرار گيرد ، هرآينه ما را با نشانه‌هاى ارائه‌شده‌اش خواهيد يافت » « 4 » .
هامش
( 1 ) الكشاف ، ج 4 ، ص 220 - 219 ور . ك : صيانة القرآن من التحريف ، ص 375 - 372 . ( 2 ) مائده 5 : 55 . ( 3 ) تفسير ثعالبى ، ج 1 ، ص 471 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 13 .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 475 | الشيخ محمد هادي معرفة