در كافى از امام صادق عليه السّلام روايت شده است : « إن القرآن الذي جاء به جبرائيل إلى محمد صلّى اللّه عليه وآله سبعة عشر ألف آية » ولى در كتاب وافى - كه جامع كتب أربعة است - بدون ترديد روايت به گونهء ديگر از كافى آورده شده است : « سبعة آلاف آية » « 1 » - كه تا حدودي همآهنگ با واقع است ومرحوم فيض أهل دقّت در نقل است ودر نسخههاى كافى كه فعلا در دست است احتمال غلط مىرود . به علاوة كه در سند روايت ترديد است واز اين جهت قابل استناد نيست « 2 » .
4 . روايات مربوط به ظهور حضرت حجت وآوردن قرآن جديد بر خلاف قرآن موجود . اين روايات صرفا اختلاف را در ترتيب وبرخى إضافات تفسيري دانسته است ، نه در أصل نصّ .
در روايت شيخ مفيد آمده است : عن الباقر عليه السّلام قال : « إذا قام قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه وآله ضرب فساطيط لمن يعلّم الناس القرآن على ما أنزل اللّه ، فأصعب ما يكون على من حفظه اليوم ، لأنّه يخالف فيه التأليف « 3 » ؛ در موقع ظهور حضرت ولىّ عصر ( عج ) قرآن تعليم داده مىشود ، كار تعليم مشكل مىشود ؛ زيرا قرآني كه حضرت آورده بر خلاف تأليف وترتيب مصحف موجود است » .
5 . رواياتى در رابطه با شأن أهل بيت وارد شده است با اين مضمون كه اگر در قرآن درست دقّت شود ، فضايل أهل بيت روشن مىشود .
از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : « من لم يعرف أمرنا من القرآن لم يتنكّب الفتن « 4 » ؛ هركس امر ولايت را از قرآن به دست نياورد ، نمىتواند از فتنهها در أمان باشد » .
أهل تحريف گمان كردهاند مقصود آن است كه شؤون ولايت به صراحت در قرآن بوده واسقاط شده است ، در حالي كه مقصود امام عليه السّلام چنين نيست ، بلكه تدبّر وتعمّق در همين قرآن موجود ، موجب روشن شدن شؤون ولايت مىشود . مثلا دقّت در آيات أولى الأمر وذوى القربى وغيره ، با ديد انصاف ، مقام شامخ ولايت را روشن
هامش
( 1 ) محسن فيض كاشاني ، الوافي ؛ چاپ سنگى ، ج 2 ، ( الجزء الخامس ) ص 274 و 232 ( پاورقى ) وچاپ مكتبة أمير المؤمنين ، ج 5 ، ص 1781 .
( 2 ) ر . ك : صيانة القرآن من التحريف . ص 267 - 263 .
( 3 ) الارشاد ، ص 365 .
( 4 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 13 .