در فصل أول مدّعى آن است كه كتب گذشته تحريف گرديده وهر آنچه در أمم سالفه رخ داده در اين امّت نيز رخ خواهد داد .
در جواب اين شبهه توضيح داديم كه مقصود از تشابه أمم ، در أصل كلّى رفتارهاى ناهنجار ومقاومتهاى نارواى آنان در مقابلهء با پيامبران است ، نه در جزئيات وخصوصيّات مربوط به شرايط ويژهء هر زمان . علاوة تحريفى كه در كتب عهدين صورت گرفته ، در رابطه با ترجمهها وتفسيرهاى نابجا است وأساسا مفهوم تحريف - در لغت ودر استعمال قرآني - انحراف در تفسير وكجى معنا است . هرگز تحريف در قرآن به معناى تحريف لفظي كه تغيير در نصّ عبارت أصل باشد ، استعمال نشده است .
در فصل دوم گويد : « نحوهء جمع وتأليف قرآن كه پس از پيامبر انجام گرفت ، طبعا مستلزم افتادگى برخى آيات وكلمات يا جابهجايى آنها مىگردد » .
در جاى خود روشن ساختيم كه تنظيم آيهها در هر سوره وتكميل هريك از سورهها در حيات پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله وبا دستور ونظارت وى انجام گرفته است ، لذا نظم آيات هر سوره را توقيفى مىدانيم . آنچه پس از وفات پيامبر انجام گرفته ، تنها جمع سورهها وترتيب آنها به صورت « مصحف » بوده است لا غير . ازاينرو ترتيب سورهها را توقيفى نمىشماريم . علاوة ، صحابهء بزرگ كه به جمع وتأليف قرآن دست زدهاند از دقّت وآگاهى كامل برخوردار بوده واحتياط لازم را رعايت كردهاند .
در فصل سوم توجيهات بزرگان أهل سنت را پيرامون روايات تحريف كه در كتب حديثي آنان آمده ، يادآور مىشود . در جاى خود گفتيم اين توجيهات غير وجيه است چه رسد به آن كه مورد استناد قرار گيرد « 1 » .
در فصل چهار وپنج وشش گويد كه هريك از مولا أمير مؤمنان عليه السّلام وعبد اللّه بن مسعود وابىّ بن كعب ، براي خود مصحفى گرد آورده بودند كه طبعا با يكديگر اختلاف داشتهاند . در جاى خود گفتيم كه اختلاف در نظم سورهها بوده نه چيز ديگر « 2 » .
هامش
( 1 ) ر . ك : صيانة القرآن ، ص 33 - 22 .
( 2 ) ر . ك : التمهيد ، ج 1 ، ص 267 - 120 .