در سورهء زلزال
« خَيْراً يَرَهُ »
را با ضم « ياء » خوانده است ودر سورهء ضحى از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نقل شده كه
« ما وَدَّعَكَ »
را با تخفيف دال خوانده است ودر سورهء شمس ، أهل مدينه ونيز امام صادق عليه السّلام
« وَلا يَخافُ عُقْباها »
را با « يا » قرائت كردهاند ودر سورهء فجر ، يعقوب وكسائى وسهل « ولا يوثق » را با فتح « ثا » قرائت كردهاند . از اين قبل قرائتها كه بر فرض ثبوت ، امرى متعارف بوده وهرگز به عنوان تحريف قرآن تلقى نمىشود وصرفا مبين اجتهاد قراء در چگونگى قرائت قرآن است .
200 روايت باقي مانده كه مورد استناد أهل تحريف قرار گرفته است ، غالبا بر مسألهء تحريف دلالت ندارند ودربارهء مسايل ديگرى است . مثلا ، روايت جابر بن عبد اللّه انصارى :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله لعلي بن أبي طالب : « يا علي ، الناس خلقوا من شجر شتّى وخلقت أنا وأنت من شجرة واحدة ، يقول اللّه تعالى :
« وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ . . . »
- حتى بلغ -
« يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ . . . »
« 1 » . حاجى نوري گمان كرده است كه جملهء « حتى بلغ » جزء آية بوده وحضرت آن را تلاوت فرمودهاند « 2 » . در صورتي كه جملهء مذكور ، كلام راوي است ، يعنى تا آن كه رسيد به اينجا . . . ونيز از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : پدرم در نماز پس از پايان سورهء توحيد ، اين جمله را مىگفت : « كذلك اللّه ربي » ودر بعض روايات سه مرتبه مستحب است . حاجى نوري گمان كرده است كه جملهء مذكور ، جزء سورهء توحيد بوده كه امام در پايان آن را مىگفته است « 3 » . اما رواياتى كه بر حسب ظاهر بر تحريف دلالت دارند - گرچه پس از تعمّق ودقّت نظر ، چنين دلالتى براي آنها نيست - به چند دسته تقسيم مىشوند :
1 . روايات تفسيري ، كه امام عليه السّلام در خلال تلاوت آية ، براي توضيح ، مختصر تفسيري فرموده ، كه أمثال حاجى نوري اينگونه تفسيرهاى ضمن تلاوت را جزء قرآن فرض كرده واز آن تحريف فهميدهاند « 4 » . براي نمونه دو روايت زير را مىآوريم :
در كافى از امام أمير المؤمنين عليه السّلام روايتي نقل شده است كه امام اين آية را تلاوت
هامش
( 1 ) رعد 13 : 4 .
( 2 ) فصل الخطاب ، ص 296 ، به نقل از روايت أربعين أبو سعيد نيشابورى ، شمارهء 31 .
( 3 ) همان ، ص 349 ، به نقل از : تفسير برهان ، ج 4 ، ص 521 و 523 .
( 4 ) همان ، ص 275 .