مذكور حديثي بوده باشد كه از پيامبر شنيده شده امّا أو گمان برده كه آيهء قرآني است كه تلاوت مىگردد .
3 . آيهء جهاد : عمر همچنين گمان مىبرد كه اين عبارت آيهء قرآني بوده واز قرآن ساقط شده است : « أن جاهدوا كما جاهدتم أوّل مرة » « 1 » .
4 . آيهء فراش : طبق گمان عمر عبارت « الولد للفراش وللعاهر الحجر » « 2 » از آيات قرآني بوده است در حالي كه حديث متواترى است از پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله كه فرزند ، از آن صاحب فراش ( رختخواب ، كناية از شوهر شرعي ) است وعاهر ( زانى ) را نصيبي نيست .
5 . عدد حروف قرآن : عمر را گمان بر آن بود كه حروف قرآن 000 / 027 / 1 است در صورتي كه عدد موجود بيش از 671 / 323 نيست . از وى روايت شده است : « قرآن داراى هزار هزار حرف وبيست وهفت هزار حرف است . هر كه قرآن را براي خدا وبا صبر وحوصله بخواند ، در مقابل هر حرف يك زوجه از حور العين به أو مىدهند » « 3 » . ذهبي گويد : « اين خبر باطل را فقط محمد بن عبيد نقل كرده است در حالي كه به وى اعتمادي نيست » « 4 » .
6 . عبد اللّه فرزند عمر چنين مىپنداشت كه بسيارى از آيههاى قرآن از ميان رفته است . أو چنين مىگفت : « كسى از شما نگويد كه تمامى قرآن را فرا گرفتهام ، از كجا مىداند تمامى قرآن كدام است ؟ در صورتي كه بسيارى از قرآن از ميان رفته است .
بلكه بايد بگويد آنچه هست فرا گرفتهام » « 5 » .
7 . برخى گمان مىكردند كه در جنگ يمامه ( در سال أول خلافت أبو بكر با كشته شدن بسيارى از صحابه ، بخشي از قرآن نابود شده است ؛ زيرا عالمان قرآن در اين جنگ كشته شدند وپس از آنان كسى ندانست سرنوشت آن مقدار از قرآن كه همراه آنان بود به كجا انجاميد وهرگز كسى آن را در قرآن ( مصحف موجود ) ننوشت وثبت
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 1 ، ص 106 .
( 2 ) ر . ك : الدر المنثور ؛ ج 1 ، ص 106 . فتح الباري ، ج 12 ، ص 127 . تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 261 . البرهان ، ج 2 ، ص 37 - 36 .
( 3 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 198 .
( 4 ) ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 639 .
( 5 ) الاتقان ، ج 3 ، ص 72 .