تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
مىگردد كه علما آنان را به ضعف گفتار ، فساد مذهب وجفا در روايت وصف كرده‌اند ويا برخى از آن‌ها به دروغ‌گويى ودروغ‌پردازى شهرت دارند كه هرگز روايت از آنان جايز نيست . گروهى حتى دربارهء أئمة حالت توقف داشته وبا آنان دشمنى مىكردند . اين أوصاف خود كافى است كه روايت اين افراد قابل اعتماد نباشد » « 1 » . اين جانب با بررسى تمام اين روايات ، چه منقول از أهل سنت وچه منقول از شيعه ، چنين يافتم كه اين قبيل روايات كه مايهء طعن بر شريعت است ، غالبا مجعول وبه دست دشمنان دين ساخته وپرداخته شده است يا آن كه قابل تأويل به وجوه ديگر است وربطى به مسئله تحريف ندارد . در اينجا لازم است به برخى از اين روايات اشاره شود .

روايات أهل سنت

در ميان أهل سنت گروهى صرفا به جمع حديث مىپرداختند وكمتر به جنبهء محتوا اهميّت مىدادند ؛ يعنى آنچه در نظر اين گروه اهميت داشت جمع‌آورى گفتار سابقين بود وتمام ارزش را در كميّت وحجم به دست آمده در اين راه مىدانستند . لذا بيشتر كوشش داشتند تا مقدار أحاديث به دست آمدهء آنان ، بدون توجه به محتوا ، بيشتر باشد . ازاين‌رو در ميان أحاديث گردآمدهء ايشان ، صحيح وسقيم خلط شده است وأحيانا مطالب بيهودهء بسيارى به چشم مىخورد . اين گروه در گذشته به نام « حشويّه » خوانده مىشدند وامروزه به نام « سلفيون » « 2 » معروفند . چنان‌كه در ميان شيعه گروه مشابهى وجود داشته ودارد كه به نام « اخباريون » شناخته شده‌اند . بيشتر وشايد تمام روايات تحريف ، به دست اين گروه جمع ،
هامش
( 1 ) تفسير آلاء الرحمن ، ج 1 ، ص 25 . ( 2 ) سلفيون به كساني گفته مىشود كه صرفا خود را پيرو سلف ( گذشتگان ) مىدانند وهر چه از آن‌ها برسد ، چه راست وچه دروغ ، آن را سرلوحهء زندگى خود قرار مىدهند وهرگز قدرت تشخيص صحيح از سقيم را ندارند واجازهء تشخيص را نيز به كسى نمىدهند . اينان امروزه قسمتى از « وهابيون » را تشكيل مىدهند .