تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
هيچ‌چيزى سدّ راه أو نمىگردد ، خواسته‌هاى أو جملگى وفق حكمت وبينش حكيمانهء أو انجام مىگيرد . اين گوشه‌اى از صفات برجستهء الهى است كه قرآن خدا را بدان ستوده است . ولى آيا در كتب ديگر يا انديشه‌هاى ديگران ، چنين وصفى از خداى متعال آمده ، يا بر عكس أو را به گونه‌اى وصف كرده‌اند كه هرگز شايستهء مقام الوهيّت حق‌تعالى نيست ؟ ! در تورات كنونى كه كهن‌ترين كتاب ديني بشمار مىرود وپندار آن مىرود كه معارف خود را از وحى آسمانى گرفته ، مىبينيم كه خدا به گونه‌اى ناپسند وصف شده كه خرد آن را نمىپذيرد . در داستان آدم وحوّا چنين نوشته كه خداوند آدم را از آن جهت از خوردن « شجرهء منهيّه » منع نمود تا مبادا داراى عقل وشعور گردد ، سپس أو را از بهشت بيرون راند تا مبادا از درخت « حيات جاويدان » نيز بخورد وهمانند خداوند زندگى جاودانى يابد « 1 » . يا اين كه خداوند در پى آدم آمده بود وآدم در پشت درختان پنهان شده بود ، خداوند نمىدانست آدم كجا است وأو را مىخواند تا خود را نشان دهد . در داستان ساختن شهر بابل ، خداوند بيم آن داشت كه انسان‌ها اگر گرد هم آيند ، نيروى متشكلى را به وجود مىآورند ، آن‌گاه خطرى متوجّه ربوبيّت خداوندى خواهد بود ، لذا به جبرئيل دستور فرمود تا تجمع آنان را از هم بپاشد « 2 » . از آن كه بگذريم ، در اسطوره‌هاى يوناني قديم ، ترسيمى از خداوند جهان ارائه داده‌اند ، كه أنواع خدايان كوچك وبزرگ ( آلهة ) را در پى داشته است . گوشه‌اى از آن را - كه صرفا خرافه مىماند - تاريخ‌نويس معروف « ويل دورانت » در كتاب تاريخ تمدن آورده است ( رجوع شود به قسمت يونان باستان به‌ويژه فصل هشتم ) « 3 » .
هامش
( 1 ) ر . ك : باب سوم سفر پيدايش - عهد عتيق ؛ شمارهء 12 - 1 . ( 2 ) ر . ك : باب يازده سفر پيدايش ؛ شمارهء 24 - 22 . ( 3 ) تاريخ تمدن ؛ ج 2 ، ص 197 به بعد . وعربى آن به نام قصة الحضارة ؛ ج 6 ، ص 347 - 317 . ( التمهيد ؛ ج 6 ، ص 262 - 258 ) .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 436 | الشيخ محمد هادي معرفة