بدوىترين قبايل تا متمدنترين جوامع بشرى آن روز ، باورهايى از جهان هستى ومبدأ آفرينش وتقدير وتدبير داشتند ، كه با حقيقت فاصلهء زيادى داشت وبه تصوّراتى خيال گونه مىمانست . با داشتن چنين شناختى ، بشر آن روز هرگز نمىدانست از كجا آمده وچرا آمده وبه كجا مىرود . أنبيا با آن كه جواب اين پرسشها را داده بودند ، ولى گفتار أنبيا با گذشت زمان دستخوش تحوّل وتحريف گرديده بود ؛ تا آن كه قرآن مجيد از نو پاسخهاى روشن وقاطعى در تمامى اين زمينهها ارائه نمود .
با مختصر مراجعه به گفتهها ونوشتههاى سلف ، در رابطه با مبدأ ومعاد وراز آفرينش وصفات جمال وجلال پروردگار وروش وشيوههاى انبياى عظام ومقايسهء آن با آن چه قرآن بيان داشته ، اين تفاوت فاحش به خوبى آشكار مىگردد . شايد تبيين اين تفاوت ، براي كساني كه از عادات ورسوم وعقايد جاهليّت باخبر باشند چندان مشكل نباشد . چه در يونان كه مركز دانش وبينش جهان آن روز به شمار مىرفت ، چه در جزيرة العرب كه دورافتادهترين جوامع بشرى به حساب مىآمد ، حتى با مراجعه به كتب عهدين كه رايجترين نوشتههاى ديني آن دوران شناخته مىشد ، اين تفاوت آشكار مىگردد . بررسىها در اين زمينه بسيار است ونيازى به تكرار نيست ، نمونههايى از آن را در ادامه مىآوريم .
دربارهء تشريع احكام وقوانين حاكم بر نظام حيات اجتماعي ، مباني تشريعات وحيانى داراى دو امتياز است كه در ديگر تشريعات وضعي ( بشرى ) وجود ندارد ، يا كمتر رعايت شده است .
اوّل : مبرّا بودن از هرگونه گرايشهاى منحرفكننده كه ممكن است در قوانين وضعيّه تأثيرگذار باشد . تجربه نشان داده كه اين امكان ، در اكثريّت قوانين وضعشده بر دست انسانها ، تحقق يافته است . حتى انسانهاى بزرگ ، هر چند سعى در پرهيز از گرايشهاى قومي ، نژادى ، منطقهاى ، گروهى وصنفى نمودهاند ؛ باز ناخودآگاه لغزيدهاند . امروزه ، بشريّت از ناهنجارى اينگونه قوانين وضعي ، چه در سطح بين المللى وچه در محدودههاى خاص ، هنوز رنج مىبرد .
دوم : رعايت سه بعد در حيات انسان ، كه لازمهء زندگى اجتماعي وى در اين
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص٤٣٣