در آية بهتر روشن شده وتا حدودي از ابهامات تفاسير پيشين كاسته شده است .
اشتباه مفسّران پيشين در اين بوده كه از تعبير « يصّعّد في السّماء » - با تشديد صاد وعين وبه كار بردن « في » - كوشش براي صعود به آسمان فهميدهاند . در صورتي كه اگر اين معنا مقصود بود ، بايستى واژهء « إلى » را به جاى « في » به كار مىبرد . ديگر آن كه « يصّعّد » - از نظر لغت - مفهوم « صعود » وبالا رفتن را نمىدهد ، بلكه كاربرد اين لفظ - از باب تفعّل « تصعّد » - براي افادهء معناى به دشوارى افتادن مىباشد به گونهاى كه از شدّت احساس سختى ، نفس در سينه تنگ شود . در لغت « تصعّد نفسه » به معناى به دشوارى نفس كشيدن وتنگى سينه واحساس درد ورنج است . واژههاى « صعود » و « صعد » بر دامنههاى صعب العبور اطلاق مىشود وبراي هر امر دشوار بسيار سختى به كار مىرود . در سورهء جن آمده :
« وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً
« 1 » ؛ وهر كه از ياد پروردگار خود روى گرداند ، أو را در عقوبت دشوارى در مىآورد » . در سوره مدّثّر نيز آمده :
« سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً
« 2 » ؛ أو را به سختترين عقوبتي دچار مىسازم » .
ازاينرو معناى
« كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ »
چنين مىشود : أو مانند كسى است كه در لايههاى مرتفع جوّ ، دچار تنگى نفس وسختى ودشوارى فراوان گشته است . در واقع كسى كه خدا را از ياد برده - در زندگى - مانند كسى است كه در لايههاى بالايى جوّ قرار دارد ودستخوش درد ورنج وسختى تنفّس است . لذا از اين تعبير ( اعجاز گونه ) به خوبى به دست مىآيد كه اگر كسى در لايههاى فوقانى جوّ فاقد وسيلهء حفاظتى باشد ، دچار چنين دشوارى وتنگى نفس مىگردد . اين جز با اكتشافات علمي روز قابل فهم نيست ، كه در آن روزگار براي بشريّت پوشيده بوده است .
پيشينيان بر اين عقيدة بودهاند كه هوا فاقد وزن است ، تا سال 1643 م كه وسيلهء هواسنجى بر دست « توريچلى » ( 1608 - 1647 ) اختراع گرديد « 3 » وبدين وسيله پى بردند كه هواداراى وزن است . همچنين پى بردند كه هوا تركيبي از گازهاى مخصوصى است كه هريك وزن مشخصى دارد ومىتوان وزن هوا را در هر كجا با
هامش
( 1 ) جن 72 : 17 .
( 2 ) مدّثّر 74 : 17 .
( 3 ) ر . ك : تاريخ علوم « پىير روسو » ترجمهء حسن صفارى ، ص 256 .