آن أشارت دارد ، تصريح فرموده است . در اوّلين خطبهء نهج البلاغة - كه دربارهء آفرينش جهان است - مىخوانيم : « ثم أنشأ سبحانه فتق الأجواء وشقّ الأرجاء وسكائك الهواء . . . ثم فتق ما بين السماوات العلى فملأهنّ أطوارا من ملائكته ؛ سپس خداوند فضاهاى شكافته وكرانههاى كافته وهواي به آسمان وزمين راه يافته را پديد آورد . . . آنگاه ميان آسمانهاى زبرين را بگشود واز گونهگون فرشتگان پر نمود » . در خطبهء 211 مىفرمايد : « ففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها ؛ آنها را از هم شكافت پس از آن كه به هم پيوسته بودند » .
علّامهء مجلسي - در شرح روضهء كافى - پس از نقل دو روايت سابق الذكر مىفرمايد : « اين دو روايت ، بر خلاف آن چيزى است كه از مولا أمير مؤمنان عليه السّلام رسيده است » « 1 » . در اين باره تفصيلا سخن گفتهايم « 2 » .
نقش كوهها در استوارى زمين
در نه جاى قرآن از كوهها با تعبير « رواسي » ياد شده است « 3 »
« وَجَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ
« 4 » ؛ وكوهها را در زمين پابرجا واستوار نهاديم تا مبادا [ زمين ] آنان [ - مردم ] را تكان دهد وبلرزاند » .
أساسا تعبير از كوهها به « رواسي » بدان جهت است كه « ثابتهايى » هستند كه بر ريشههاى مستحكم استوار مىباشند واز مادّهء « رست السفينة » گرفته شده ، به معناى لنگر انداختن كشتى است كه به وسيلهء اين لنگرها در تلاطم آبهاى دريا استوار وپابرجا مىماند . ازاينرو ، كوهها همچون لنگرهايى هستند كه زمين را در گردشها وچرخشهاى خود ، از لرزش وتكان بازمىدارد .
همچنين از كوهها به « أوتاد » تعبير شده ، به معناى ميخها ، كه زمين را از همپاشى
هامش
( 1 ) مرآة العقول ؛ ج 25 ، ص 232 . در نتيجة دو روايت سابق الذكر به جهت ضعف سند ، قابل استناد نيستند . تنها فرمودهء مولا أمير مؤمنان كه سند قطعي است مىتواند تفسير آية باشد .
( 2 ) ر . ك : التمهيد ، ج 6 ، ص 139 - 129 .
( 3 ) سورههاى رعد : 3 . نمل : 61 . حجر : 19 . ق : 7 . نحل : 15 . لقمان : 10 . أنبيا : 31 . فصّلت : 10 . مرسلات : 27 .
( 4 ) أنبيا 21 : 31 .