مفسّران در اين پيوسته بودن وگسسته شدن زمين وآسمانها اختلاف نظر داشتهاند . بيشتر بر اين نظر بودهاند كه مقصود از به هم پيوستگى وگسسته شدن ، همان گشوده شدن درهاى آسمان وريزش باران است ،
« فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
« 1 » ؛ پس درهاى آسمان را با آبى ريزان گشوديم » . ونيز شكافتن زمين وروييدن گياه ، چنانچه مىفرمايد :
« ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا
« 2 » ؛ زمين را شكافتيم وپس در آن ، دانه رويانيديم » . علّامه طبرسى گويد : « واين معنا از دو امام ( أبو جعفر باقر وأبو عبد اللّه صادق عليهما السّلام روايت شده است « 3 » ، در « روضهء كافى » روايتي ضعيف السند از امام باقر عليه السّلام است « 4 » ودر تفسير قمى روايتي كه اتصال سندى ندارد از امام صادق عليه السّلام روايت شده است « 5 » .
تفسير ديگرى در اين باره شده كه آسمانها وزمين ابتدأ به هم پيوسته بودند سپس از هم جدا گشته وبه اين صورت درآمدهاند . چنانچه در سورهء « فصّلت » مىخوانيم :
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ . فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ
« 6 » ؛ [ خداوند ] هنگامى كه به آفرينش آسمان روى آورد ، آسمانها به صورت دودى - تودهء گازى - بودند . آنگاه به زمين وآسمان فرمان داد كه به صورت جدا از هم حضور يابند - چه بخواهند وچه نخواهند - ( يعنى يك فرمان تكويني بود ) ، آنها [ به زبان حال ] گفتند : فرمانپذير آمديم . سپس هفت آسمان را اينچنين استوار ساخت » .
مطلب مذكور در آيهء فوق مبيّن يك حقيقت علمي است كه دانش روز ، كموبيش به آن پى برده است وآن اين است كه منشأ جهان مادّى به صورت يك تودهء گازى بوده است . بدين ترتيب واژهء « دخان » در كلمات عرب ، دقيقترين تعبير از مادّهء نخستين ساختار جهان است .
مولا أمير مؤمنان - مكرّرا - در نهج البلاغة به همين حقيقت علمي كه آيهء كريمه به
هامش
( 1 ) قمر 54 : 11 .
( 2 ) عبس 80 : 27 - 26 .
( 3 ) مجمع البيان ؛ ج 7 ، ص 45 .
( 4 ) كافى شريف ؛ ج 8 ، ص 95 ، شمارهء 67 وص 120 ، شمارهء 93 .
( 5 ) تفسير قمى ؛ ج 2 ، ص 70 .
( 6 ) فصّلت 41 : 12 - 11 .