إِلَّا يَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
« 1 » ، در اين جهت روشنتر است ، كه همهء موجودات ورفتار وكردارشان در علم أزلي الهى ثبت وضبط است وحضور بالفعل دارد .
واما حديث ابن مسعود ، صرفا در رابطه با علومى است كه وى با آن آشنايى داشته وآن ، علوم ومعارف ديني است ومقصود از اوّلين وآخرين ، سابقين ولاحقين أنبيا وشرايع آنان مىباشد ، كه تمام آنچه در آنها آمده در قرآن فرآهم است .
2 . دومين نكته آنكه به كارگيرى ابزار علمي براي فهم معاني قرآني ، كارى بس دشوار وظريف است ، زيرا علم حالت ثبات ندارد وبا پيشرفت زمان گسترش ودگرگونى پيدا مىكند وچهبسا يك نظريّهء علمي - چه رسد به فرضيّهء - كه روزگارى حالت قطعيّت به خود گرفته باشد ، روز ديگر همچون سرابى نقش بر آب ، محو ونابود گردد . لذا اگر مفاهيم قرآني را با ابزار ناپايدار علمي تفسير وتوجيه كنيم ، به معاني قرآن كه حالت ثبات وواقعيّتى استوار دارند ، تزلزل بخشيده وآن را نااستوار مىسازيم . خلاصه ، گره زدن فرآوردههاى دانش با قرآن ، كار صحيحي به نظر نمىرسد .
آرى اگر دانشمندى با ابزار علمي كه در اختيار دارد وقطعيّت آن برايش روشن است ، توانست از برخى ابهامات قرآني - كه در همين اشارهها نمودار است - پرده بردارد ، كارى پسنديده است . مشروط بر آنكه با كلمهء « شايد » نظر خود را آغاز كند وبگويد : شايد - يا به احتمال قوىّ - مقصود آية چنين باشد ، تا اگر در آن نظريّهء علمي تحوّلى ايجاد گردد ، به قرآن صدمهاى وارد نشود ، صرفا گفته شود كه تفسير أو اشتباه بوده است .
ما در اين بخش از اعجاز قرآني ، با استفاده از برخى نظريّههاى قطعي علم منقول از دانشمندان مورد اعتماد ، سعى در تفسير برخى إشارات علمي قرآن نمودهايم .
امّا به اين نكته بايد توجّه داشت كه هرگز نبايد ميان ديدگاههاى استوار دين وفراوردههاى ناپايدار علم ، پيوند ناگسستنى ايجاد نمود .
هامش
( 1 ) انعام 6 : 59 .