چند تذكّر : پيش از آنكه نمونههايى از اين إشارات علمي ارائه گردد ، ضرورت است كه چند نكته تذكر داده شود :
1 . برخى را گمان بر آن است كه قرآن مشتمل بر تمامى أصول ومباني علوم طبيعي ورياضى وفلكى وحتى رشتههاى صنعتى واكتشافات علمي وغيره مىباشد وچيزى از علوم ودانستنىها را فروگذار نكرده است . خلاصه قرآن علاوة بر يك كتاب تشريعي كتاب علمي نيز به شمار مىرود . براي اثبات اين پندار افسانهوار ، خواستهاند دلايلى از خود قرآن ارائه دهند ؛ از جمله آيهء
« وَنَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
« 1 » ؛ قرآن را بر تو فرستاديم تا بيانگر همه چيز باشد » .
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« 2 » ؛ در كتاب - قرآن - چيزى فروگذار نكرديم » .
« وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 3 » ؛ هيچ خشك وترى نيست مگر آنكه در كتابي آشكار [ ثبت ] است » .
در حديثي از عبد اللّه بن مسعود آمده : « من أراد علم الأوّلين والآخرين فليتدبّر القرآن « 4 » ؛ هر كه علوم گذشتگان وآيندگان را خواهان باشد ، همانا در قرآن تعمّق نمايد » .
اگر اين گمان از جانب برخى سرشناسان « 5 » مطرح نگرديده يا به آنان نسبت داده نشده بود ، متعرّض آن نگرديده در صدد نقد آن بر نمىآمديم ، زيرا سستى دلايل آن آشكار است .
اوّلين سؤال كه متوجّه صاحبان اين پندار مىشود آن است كه از كجا وچگونه اين همه علوم وصنايع واكتشافات روزافزون از قرآن استنباط شده ، چرا پيشينيان به آن پى نبرده ومتأخرين نيز به آن توجهى ندارند ؟ ! ديگر آن كه آيات مورد استناد با مطلب مورد ادعا بىگانه است . زيرا آيهء سورهء نحل در رابطه با بيان فراگير احكام شريعت است . آية در صدد اتمام حجّت بر
هامش
( 1 ) نحل 16 : 89 .
( 2 ) انعام 6 : 38 .
( 3 ) انعام 6 : 59 .
( 4 ) غزالى ، احياء العلوم باب 4 ، آداب تلاوة قرآن ؛ ج 1 ، ص 296 .
( 5 ) مانند أبو الفضل مرسمى ( متوفاى 655 ) . وأبو بكر معروف به ابن العربي معافرى ( متوفاى 544 ) . وشايد ظاهر كلام أبو حامد غزالى وزركشى وسيوطى نيز همين باشد ، البتة قابل تأويل نيز مىباشد . كه در مقدمهء ج 6 التمهيد آوردهايم .