آنكه كار بقاعى را ناپسند خوانده - خود رسالهاى به نام « تناسق الدرر في تناسب السور » نگاشته ودر عرضهء اينگونه مطالب بدون پشتوانه اسراف ورزيده است ؛ از جمله مناسبت سورهء « مسد » با سورهء « توحيد » كه پس از آن واقع گرديده را در وزن وقافيه ( حرف دال ) گرفته ، گويد : « سورهء " مسد " به آيهء
« فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ »
« 1 » ختم مىشود وسورهء " توحيد " به آيهء
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
« 2 » آغاز مىگردد ، كه حرف آخر هر دو آية " دال " است » « 3 » وازاينگونه تكلّفات كه آدمي از شنيدن آن رنج مىبرد . به گفتهء سيد قطب : « قرآن آن اندازه شكوهمند وبزرگقدر است وعظمت آن فراگير ، كه نيازى به اينگونه تكلّفات بىرنگ وبىمايه ندارد » . جاى شگفتى است كه برخى از مفسّرين عالىقدر ما ، اينگونه گفتهها را پىگيرى كرده در كنار مطالب ارزشمند ووالاي تفسير خود درج كردهاند « 4 » .
لذا متذكّر مىشويم ، كه هيچ تناسب معنوي ميان سورهها با يكديگر وجود ندارد وهرگز ترتيب موجود بين سورهها توقيفى نيست ، بلكه پس از رحلت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله بر دست صحابه ، از روى برخى مناسبتهاى اعتباري - مثلا بزرگى وكوچكى سورهها واز اين قبيل - انجام گرفته است ؛ كه شرح آن در فصلهاى قبلي آمد .
و - نكتهها وظرافتها
از ويژگىهاى ديگر قرآن - كه مايهء شگفتى عرب گرديد : دقّت در به كار بردن نكات بديعى وظرافتهاى سخنورى است . در قرآن أنواع استعارهها وتشبيه وكناية ومجاز ونكتههاى بديعى به حدّ وفور به كار رفته است . با وجود آن كه در تمامى موارد چارچوب شيوههاى متعارف عرب رعايت شده ، ولى مورد كاربرد با چنان ظرافت ودقّت انجام شده كه موجب حيرت أرباب سخن ونكتهسنجان عرب گرديده است . سخندانان پذيرفتهاند كه تشبيهات قرآني متينترين تشبيهاتى است
هامش
( 1 ) مسد 111 : 5 .
( 2 ) اخلاص 112 : 1 .
( 3 ) سيوطى ؛ تناسق الدرر ؛ ص 71 ، اين رساله با نام « أسرار ترتيب القرآن » به تحقيق عبد القادر احمد عطا به چاپ رسيده است .
( 4 ) همچون مفسر گرانقدر طبرسى عظيم ، در تفسير پرارج وگرانقيمت خود « مجمع البيان » .