اخبارى كه دربارهء آواز به ما رسيده مىتوان استنباط كرد كه حرام بودن آن به دليل رفتار رايج در آن زمان بوده است ؛ به اينگونه كه مردان با زنان بىگانه مىنشستند وبه آواز آنان وسخنان ياوهشان گوش فرا مىدادند كه جملگى از افعال محرّم بوده است » « 1 » .
علّامهء شعرانى - در حاشيهء كتاب وافى - مىگويد : « از بررسى كلام عرب وأهل أدب چنين برمىآيد كه غنا ، مطلقا به صدايى گفته مىشود كه در آن مدّ وترجيع باشد ؛ حال مىخواهد طربانگيز باشد يا نباشد . شاعر در وصف كبوترى گفته است :
« إذا هي غنّت أبهت النّاس حسنها * وأطرق إجلالا لها كلّ حاذق ؛
اگر آن كبوتر آواز بخواند ، زيبايى صدايش مردم را مبهوت خواهد كرد وهر أستاذ ماهرى به احترامش سر فرودمىآورد » .
بنابراين ، نمىتوان گفت كه هر صدايى كه تأثيرگذار باشد ، حرام است يا اين كه هر صدايى كه بتواند كلام را به زيبايى ، تركيب وادا كند بهطورىكه آدمي را جذب نمايد ، حرام بشمار آيد . همان گونه كه پيشتر گفته آمد ، صداى امام سجّاد عليه السّلام به هنگام خواندن قرآن بسيار دلنشين وجذّاب بوده وپيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله نيز فرمان داده كه قرآن با آواز خوش خوانده شود . همچنين سرود ساربانان - با اين كه از نغمههاى تأثير برانگيز تركيب يافته - رخصت داده شده است وشكى نيست كه تغنّى بر تمام اينها صدق مىكند » .
أو مىافزايد : « ما ناگزير بايد يا موافق شيخ در استبصار باشيم كه اخبار حرمت را به دليل پيامدهاى آن مىداند ؛ نه خود عمل ، يا اين كه حرمت آواز را مختص به نوعي كه باعث ارتكاب فحشا وحرام مىشود بدانيم ودر اين صورت ، حرام بودنش به دليل حرامى است كه همراه با آن رخ مىدهد » . همچنين مىگويد : « واين همان امرى است كه روايتها وعبارتهاى فقهاى گذشته ناظر به آن است » « 2 » .
محقق ارجمند ملّاى سبزوارى در زمينهء حرام بودن نوعي آواز كه در آن زمان
هامش
( 1 ) مفاتيح الشرائع ؛ مفتاح 465 ، ج 2 ، ص 21 ، ( با تلخيص ) .
( 2 ) وافى ؛ ج 3 ، م 10 ، ص 38 - 36 .