تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠

نگاهى به آراى فقيهان

شيخ أبو جعفر طوسي در باب جواز آوازخوانى زن مىگويد : « زنان آوازخوان وقتي اجازهء تغنّى دارند كه مردى به مجلسشان وارد نيايد وزبان به باطل نگشايند واز سرگرمىهايى مانند تركه چوب ونى وغيره پرهيز كنند . زن آوازخوان كه عروس را به حجله مىفرستد مىتواند شعر بخواند واز گفتار باطل دورى جويد ؛ در صورتي كه اين أمور را رعايت نكند چه در عروسى وچه در غير آن حق خواندن ندارد » « 1 » . مرحوم « فيض » در دنبال اين سخن گويد : « از سخنان بالا نتيجة مىگيريم كه تحريم آواز به جهت كارهاى حرامى است كه ممكن است در آن صورت بگيرد وچنانچه اين‌گونه افعال در آن نباشد ، اشكالى پيدا نمىكند در غير اين صورت جواز آوازخوانى به جشن‌هاى عروسى هم اختصاص نمىيابد ؛ به‌ويژه كه در غير اين مورد هم رخصت داده شده است ؛ اما مىتوان گفت كه برخى رفتارها شايستهء مقامات عاليه وصاحبان شأن نيست ؛ هر چند كه مباح باشد » . مرحوم فيض مىافزايد : « پس در اين باره معيار ، همان حديث وارد است كه هركس به گوينده‌اى گوش فرا دهد ، أو را پرستيده است » . أو مىگويد : « بر اين أساس ، شنيدن آوازى كه در آن يادى از بهشت ودوزخ يا قيامت است يا وصف نعمت‌هاى بىشمار خداوند متعال وعبادات است ودر آن به خيرخواهى وپارسايى در دنياي زودگذر وغيره دعوت مىشود ، همان گونه كه در حديث « فذكّرتك الجنّة » - آمده اشكالى ندارد » . أو ادامه مىدهد « . . . از اين جهت شايان توجّه است كه در آن ، ياد خداوند است وشايد با اين يادآورى ، دلشان به ياد خدا نرم گردد . كوتاه سخن اين كه بر أهل منطق - پس از شنيدن اين اخبار - پوشيده نيست كه ميان آواز حق وباطل فاصله هست وديگر اين كه أغلب آوازهايى كه متصوّفه در مجالس خود مىخوانند از نوع باطل مىباشد » « 2 » . أو در كتاب بزرگ فقهى خود موسوم به « مفاتيح الشرائع » مىگويد : « از مجموع
هامش
( 1 ) استبصار ؛ ج 3 ، ص 62 ، شمارهء 7 - 207 . ( 2 ) وافى ؛ ج 3 ، م 10 ، ص 35 .