كِراماً »
« 1 » . شكى نيست كه اين پاسخ درخور كارى بوده كه ابن أبي عبّاد بدان مىپرداخته است .
همچنين در پرسشى كه هشام بن إبراهيم عباسى - كه از دولت مردان بود ودر شنيدن آواز راه افراط مىپيمود - دربارهء آواز از امام رضا عليه السّلام پرسيد ، حضرت پاسخ داد : « مردى نزد أبو جعفر عليه السّلام آمد ودربارهء آواز پرسيد . امام پاسخ داد : اى فلان ، اگر خداوند حق وباطل را هر كدام در طرفي قرار دهد ، آواز در كدام طرف خواهد بود ؟
مرد گفت : در طرف باطل . امام فرمود : به درستى حكم كردى » « 2 » . البتة ما به قرينهء مقاميّه در مىيابيم كه منظور ، آواز آن زمان بوده است .
اما در ماجراى حسن بن هارون « 3 » كه مدتي طولانى در خلوتگاه مىنشست وبه آواز زنان همسايه گوش مىداد ، به اين دليل كار أو حرام بود كه به صداى زنان بىگانه گوش مىداد ، به خصوص كه صدايشان گرم وبرانگيزاننده بود . خداوند فرموده است :
« فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ »
« 4 » .
امام رضا عليه السّلام ابن هارون را توبيخ كرد وأو را از اين كار كه به مثابهء خيانت در ناموس مردم بود بازداشت . امام ، كلام خداوند را به ياد أو آورد كه فرموده است :
« إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا »
« 5 » . امام افزود : « گوش وآنچه مىشنود ، چشم وآن چه مىبيند وقلب وآنچه حس مىكند ، همه مسئولند » .
اما رواياتى كه در آن نام سازهاى رايج در آن زمان آمده بيشتر رواياتى ضعيف وفاقد سندى محكم است وقابل استناد نيست .
برهاني كه مىگويد : « مسايلى كه داراى علل عقلي وفطرى است مادامىكه علّت آن موجود باشد هيچگونه استثنائي را نمىپذيرد واز مسايل وقضاياى تخصيصناپذير است » بايد مورد توجه ودقّت قرار گيرد ؛ زيرا تعليل ، حدّ وسط وبهمنزلهء كبراى استدلال وعلّت است ، علّت همان گونه كه در مرحلهء ثبوت دخالت
هامش
( 1 ) فرقان 25 : 72 . ر . ك : وسائل الشيعة ؛ ط جديد ؛ ج 17 ، ص 308 ، شمارهء 19 .
( 2 ) وسايل ج 17 ، ص 306 ، شمارهء 13 . بحار ج 76 ، ص 243 ، شمارهء 14 .
( 3 ) وسائل ؛ ج 17 ، ص 311 ، شمارهء 29 .
( 4 ) احزاب 33 : 32 .
( 5 ) اسراء 17 : 36 .