جز پشيمانى دستاوردى نخواهد داشت » .
دكتر عبد اللّه درّاز در اين زمينه گويد : « هر كه شكّ وترديدى دارد وگمان مىبرد كه در ميان سخندانان كساني هستند كه توانايى همآوردى با قرآن را دارند ، مىتواند به آسانى آن را آزمايش كند ؛ به أدباء وسخندانان عصر خويش مراجعه واز آنان پرسش نمايد : آيا كسى از شما توانايى همآوردى با قرآن را دارد ؟ اگر گفتند : آرى
« لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا
« 1 » ؛ اگر بخواهيم مىتوانيم همانند آن بياوريم » ! پس به آنان بگويد :
« هاتُوا بُرْهانَكُمْ
« 2 » ؛ شاهد صدق اين مدّعى را ارائه دهيد » . واگر گفتند :
« لا طاقَةَ لَنا بِهِ
« 3 » ؛ ما را توانايى آن نيست » . پس به آنان بگويد : چه شهادتي بر اعجاز بالاتر از اظهار ناتوانى است ؟ آنگاه به تاريخ رجوع كند واز آن بپرسد :
« فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى
« 4 » ؛ حال گذشتگان چگونه بوده است ؟ » . هرآينه تاريخ پاسخ خواهد داد كه هيچكس سر خود را در مقابل قرآن نيفراشته است وآن گروه ناچيزى كه سر به سوى قرآن تافتند ، با رسوايى وبار ننگ بازگشتند وروزگار بر آثار آنان خطّ بطلان كشيد وبه دست فراموشى سپرد « 5 » » .
تحدّى در برترى سخن
گاه گفته مىشود كه توانايى در صنعت سخنورى وقدرت بيان در همهء مردم يكسان نيست واين قدرت بر حسب ذوق وسليقه ونحوهء انديشه وبينش هر انسان تفاوت مىكند . هر فرد از افراد انساني مواهب ويافتههايى ويژهء خود دارد كه ساختار وشخصيّت درونى أو را تشكيل داده است . هر نويسنده يا صاحب سخنى گوشهاى از يافتههاى شخصي خويش را - كه ويژهء خود أو است - ارائه مىدهد . « از كوزه برون هر آن طراوت كه در اوست » . ازاينرو شيوههاى گفتارى ونوشتارى هر نويسنده با ديگرى همسان نخواهد بود . لذا چگونه مىتوان مردم را به تحدّى
هامش
( 1 ) انفال 8 : 31 . اين آية نقل كلام مشركين است كه در آن روزگار گفتند وخود را رسوا ساختند .
( 2 ) بقره 2 : 111 .
( 3 ) بقره 2 : 286 .
( 4 ) طه ؛ 20 : 51 .
( 5 ) ر . ك : عبد اللّه درّاز ؛ النبأ العظيم ؛ ص 75 . نمونههايى از آن رسوايىها را در التمهيد ، ج 4 ، ص 227 به بعد آوردهايم .