( همآوردى با قرآن ) خواند
« فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ »
« 1 » در صورتي كه آنان از همآوردى با يكديگر نيز عاجزند ؟ ! ولى پوشيده نباشد كه همآوردى خواستن ( تحدّى ) در آن نيست كه سخنى همسان وهمانند سخن خدا بياورند گونهاى كه در شيوهء بيان ونحوهء تعبير كاملا همانند باشد ، زيرا اينگونه همانندى جز با تقليد امكانپذير نيست « 2 » . بلكه مقصود از « تحدّى » آوردن سخنى است كه همچون قرآن از نظر معنويّت داراى جايگاهى ارجمند ووالايى بوده ودر درجهء اعلاى بلاغت وفصاحت قرار گرفته باشد ؛ سخنى توانا وقدرتمند ، رسا وگويا ، با محتوايى بلند ومتين واستوار باشد . علماى بيان طبق معيارهاى مشخّص ، درجات رفعت وانحطاط هر كلامي را معيّن ساختهاند وبرترى كلامي بر كلام ديگر با همين معيارها مشخّص مىگردد . در علم « بلاغت » به تفصيل از آن معيارها سخن گفته شده است .
ما هرگز منكر آن نيستيم كه سخن هركس زاييدهء نهاد وساختار درونى أو است وكسى را ياراى آن نيست كه با ديگرى در آنچه ساختار ذهنيّت أو بر أو القا مىكند ، همسان باشد . ولى آنچه در اينجا مطرح است همسان بودن در درجه ورتبهء فضيلت كلام است . همان گونه كه ميان دو قصيدهء شعري يا نوشتهء أدبى مقايسه مىشود وبرترى يكى بر ديگرى روشن مىگردد ، چنين مقايسهاى بر پايهء قدرت بيان ورسايى سخن واعمال نكات ودقايق سخنورى وسخنسنجى استوار است .
اين معيارها سخن يك شاعر يا سخنور را با سخن ديگرى نزديك يا دور مىنماياند ونشستهاى أدبي ومسابقات هنرى بر أساس همين معيارها انجام مىگيرد .
سكّاكى - در كتاب « مفتاح العلوم » - پس از بر شمردن معيارهاى سنجش كلام ، گويد : « ارتفاع وانحطاط شأن كلام به مراعاة همين نكات وظرايف بستگى دارد .
هر چه اين نكات بيشتر رعايت شود ، كلام بيشتر أوج مىگيرد وهر چه كمتر ،
هامش
( 1 ) طور 52 : 34 .
( 2 ) چنانچه مسيلمهء كذّاب وبرخى ديگر همين كار تقليدى را انجام داده ، خود را رسوا ساختهاند . ر . ك : التمهيد ؛ ج 4 ، ص 228 و 257 .