هرگز فصحا وسخندانان همهء دورهها مورد تحدّى قرار نگرفتهاند . نويسندهء مصرى معروف « بنت الشاطى » چنين مىگويد : « معيار تحدّى قرآن همان عجز فصحاى عرب در عصر بعثت است . ولى دليل اعجاز آن براي هميشه است وعرب وعجم را شامل مىباشد . عجز سخنسنجان عصر أول - كه أصل بلاغت وفصاحتاند - برهان قاطعى است براي روشن شدن مسألهء تحدّى . . . » « 1 » يعنى عجز سخنوران آن روز كفايت مىكند ونيازى به پابرجا بودن موضع تحدّى قرآن تا امروز نيست .
شايد نويسندهء يادشده بيم آن داشته كه اگر گفته شود قرآن همچنان در موضع تحدّى خود پابرجا است ، به ناگاه آتش كفر والحاد - كه در ميان سخندانان عرب كم نيست - زبانه كشد ، در صدد مقابله برآمده وهمانند قرآن سخنى موزون واستوار ارائه دهند ودر پى آن بزرگترين پايه وستون استوار دعوت اسلامى ، از هم فروريزد . ولى أو بايد مطمئن باشد كه چنين اتفاقي نخواهد افتاد ، زيرا قرآن بر أسلوب ويژهاى استوار است كه هرگز سخن بشرى نمىتواند به آن برسد وحتى نمىتواند نزديك آن گردد ؛ چون كه اعجاز قرآن تنها بر شيوهء بيانى آن استوار نيست ، بلكه مجموعهء لفظ ومعنا ، معيار اعجاز مىباشد . جمال لفظ وكمال معنا ، زيبايى وفريبايى عبارات ، در كنار بلنداى أفق محتوا قرار گرفته است . كدام دانشور وسخنور توانايى است كه بتواند چنين مفاهيم عاليه ونوآورىهاى وسيع وگسترده را در همهء زمينههاى معرفتي وشناختى ، در چنين قالبهاى موزون ودلكش وداراى جذبهء معنوي وروحاني درآورد وساختارى چنين مستحكم واستوار در عين زيبايى منظر ارائه دهد ؟ ! تلاش در اين راه سرانجامى جز رسوايى نخواهد داشت ! در عرصهء تاريخ مواضع عبرت فراوانى وجود دارد . كساني در صدد معارضه با قرآن برآمدهاند ، امّا آنچه ارائه كردهاند نه تنها همانند قرآن نبوده ، بلكه از درجهء كلام معمولى هم فروتر افتاده است وجز عار وننگ دستاوردى براي خود فرآهم نساختهاند . هر كه با خود بينديشد تا اين تجربههاى تلخ تاريخ را تكرار نمايد ، ومواضع عبرت آن را درست ننگرد ، پس اگر شرمندهء خويش نگشت هر چه خواست انجام دهد . « من جرّب المجرّب حلّت به الندامة ؛ هر كه آزمونشدهاى را آزمون كند ،
هامش
( 1 ) عايشه بنت الشاطئ ؛ الإعجاز البياني ؛ ص 66 - 65 .