مىگذاردند يا آنان را از نزديك شدن وشنيدن آواى قرآن منع مىكردند ، خود شاهدي است بر دلربايى قرآن وجاذبيّت روحاني آن تا سر حدّ اعجاز وعدم امكان مقابلهء به مثل با آن .
آرى قسمت دوم از تفسير دوم ، تا حدودي معقول به نظر مىرسد وظاهر كلام سيّد وبرخى از بزرگان كه بر اين راه رفتهاند همين است . در حقيقت تمامى امتياز در ذات قرآن نهفته است كه ديگران از مقابلهء با آن عاجزند ، زيرا چنين امكاناتى از اختيار بشر بيرون است « 1 » .
تحدّى قرآن
تحدّى به معناى همآورد خواستن است . قرآن مكرّرا ناباوران را به مبارزهء وهماوردى خوانده ، گويد : « اگر باور نداريد كه اين قرآن سخن خدا باشد وگمان مىبريد ساخته وپرداختهء دست بشر است ، هرآينه آزمايش آن آسان است ، سخندانان وسخنوران خود را واداريد تا در اين راستا نيروى خود را به كار گيرند وسخنى همچون قرآن ، زيبا وشيوا ، محكم واستوار ، وحكمتوار ، بسازند وارائه دهند ؛ ولى هرگز چنين اقدامى نتوانيد كرد ، زيرا بخوبى مىدانيد كه قرآن همانند سخن بشر نيست . . . » .
مراحل تحدّى
قرآن در چند مرحله ، تحدّى وهمآورد خواستن خود را مطرح كرده :
1 . نخست به طور مطلق سخنى همانند قرآن بياورند :
« أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ، بَلْ لا يُؤْمِنُونَ . فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ
« 2 » ؛ آيا مىگويند :
آن را بر بافته ؟ [ نه ] بلكه باور ندارند ! پس سخنى همانند آن بياورند ، اگر راست مىگويند » .
2 . سپس به اندازهء ده سوره را مطرح نمود هر چند كوچك باشند :
هامش
( 1 ) ر . ك : التمهيد ؛ ج 4 ، ص 190 - 135 .
( 2 ) طور 52 : 34 - 33 .