تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
حالت عادى دارند را ، به هنگام ارادهء مقابله با قرآن ، از آنان مىستاند وآنان را در آن هنگام خلع سلاح مىكند واز دارا بودن شرايط مقابله به حالت ندارى تبديل مىكند . در حقيقت يك‌گونه دگرگونى صفت درونى بر ايشان رخ مىدهد . دو - أساسا آن امكانات در اختيار بشر قرار نگرفته تا بتوانند با قرآن مقابله كنند ومعناى « صرف » در آيهء فوق‌الذكر همين است . خداوند جايى براي شبهه وتباه ساختن آيات خود باقي نگذارده ، يعنى أساسا اين‌گونه امكانات كه كسى بتواند آيات الهى را تباه سازد ، براي بشر فرآهم نيست . آيهء :
« بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ
« 1 » ؛ بلكه تكذيب نمودند آنچه را كه توانايى احاطه به فهم ودرك آن را نداشتند » نيز به همين حقيقت أشارت دارد . همچنين آيهء
« ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
« 2 » ؛ از آيات الهى روىگردان شدند . خداوند دل‌هاى آنان را [ از پذيرش حق ] برگرداند . زيرا آنان گروهى بودند كه توانايى درك وفهم حقيقت را نداشتند » . در اين آية ، صرف قلوب را معلول عدم شايستگى درك حقايق گرفته است كه خود موجب گرديده‌اند . ثالثا ؛ آن كه جبرا وقهرا آنان را بازدارد ، با آن كه توانايى لازم را دارند ، ولى در موقع مقابله حالت سستى ورخوت به آنان دست دهد وبدين جهت از معارضهء با قرآن فرونشينند . فرق ميان اين تفسير وتفسير نخست در آن است كه در آن تفسير ، انگيزه وشور وشوق آنان سلب مىشود ودر اين تفسير انگيزه همچنان داغ است ، ولى جرأت اقدام را از دست مىدهند ؛ مانند كسى كه جلوى أو - به رغم كوشش ووجود انگيزه - قهرا گرفته شود . البتة معناى أول وسوم ، وقسمت أول از معناى دوم ، بر خلاف ضرورت است وبا تصريحات عرب آن زمان منافاة دارد . زيرا اگر چنين بود بايستى عرب از دگرگونى حالت درونى خود به شگفت آيد ، نه آنكه شگفتى خود را نسبت به جاذبيّت آواى دل‌انگيز وفرح‌بخش قرآن بروز دهد . به‌ويژه آنكه كساني از قريش مانند أبو جهل وديگران در گوش افراد قبايل عرب به هنگام ورود مسجد الحرام پنبه
هامش
( 1 ) يونس 10 : 39 . ( 2 ) توبه 9 : 127 .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 366 | الشيخ محمد هادي معرفة