سلطنت خسرو پرويز ( سال 228 م ) ، كه به دست اشراف وسرداران لشكر به قتل رسيد ، ادامه داشت « 1 » ؛ اين امر موجب خوشنودى مسلمانان گرديد ، زيرا همسايهء قدرتمند آنان به ضعف گراييده بود . از همه شگفتآورتر اخبار از ناتوانى هميشگى بشر از همآوردى با قرآن است
« فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا »
« 2 » ، كه همواره شاهد صدق اعجاز قرآن بشمار مىرود « 3 » .
8 . اشارههاى علمي گذرا ؛ بدين معنا كه أحيانا از لابلاى تعابير قرآن به برخى إشارات زودگذر برخورد مىكنيم ، كه حاكى از احاطهء صاحب سخن به اسرار نهفتهء طبيعت است .
« قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ
« 4 » بگو : قرآن را كسى فروفرستاده كه از راز آسمانها وزمين آگاهى دارد » .
گاهى در تعابير قرآن به برخى از اسرار طبيعت أشارت رفته ، اين أشارت حالت « تراوشى » دارد كه از لابهلاى سخن پروردگار سر زده است ؛ وگرنه مقصود ذاتي وهدف اصلى از سخن ، بيان آن جهت نبوده است . لذا هيچگاه در اينگونه إشارات درنگ نشده وبه طور كامل بيان نگرديده است ، زيرا هدف اصلى قرآن ، ارائهء رهنمودهاى هدايتي وتعليم وتربيت ديني ومعنوي است وتنها نكتهسنجان هستند كه به اين رموز وإشارات گذرا پى مىبرند ، اين نكات براي دانشمندان در بستر زمان ، دليل اعجاز قرآن مىباشد .
البتة در اين زمينه بايد به اين مطلب توجه نمود كه نبايد دستآوردهاى علمي را بر قرآن تحميل كرد ، زيرا دستآوردهاى علمي حالت ثبات ندارند ، در حالي كه مسايل قرآني حقايقى ثابتاند وهرگز نبايد چيزى را كه حالت ثبات ندارد ، با حقيقتي ثابت مطابقت داد . آرى مسايل علمي كه حالت ثبات يافته وقطعيّت پيدا كرده ، مىتواند ابزارى باشد براي فهم برخى إشارات علمي قرآن آن هم نه به طور حتم ، بلكه با اضافه شدن عباراتى نظير « شايد چنين باشد » . اين بدان جهت است كه
هامش
( 1 ) ر . ك : تاريخ إيران ؛ نوشتهء حسن پيرنيا ؛ ص 227 - 222 .
( 2 ) بقره 2 : 24 .
( 3 ) التمهيد ؛ ج 6 ، ص 210 - 197 .
( 4 ) فرقان 25 : 6 .